تحلیل کند و گزینه مورد نظر خود را بیابد؛ از این رو کمتر احتمال دارد که در تصمیمگیریهای خود تعللورزی نشان دهد.
سنکال و همکاران (1995، به نقل از بدری و حسینی، 1389)، رابطه خود تنظیمی را با تعللورزی تحصیلی مورد بررسی قرار دادند و دریافتند که دانشآموزان دارای انگیزش درونی برای دنبال کردن تکالیف تحصیلی کمتر از آنهایی که دلایل درونی پایینی دارند (نظم بیرونی و بیانگیزه بودن) تعللورزی را نشان میدهد.
مطالعات نشان میدهد افرادی که نیاز زیاد به پیشرفت دارند، در مقایسه با افرادی دارای نیاز کم به پیشرفت، به جای تکالیف آسان، تکالیف نسبتا دشوار تا دشوار را انتخاب میکنند (کول و بلانکیشب، 1979؛ اسلید و راش، 1991)؛ آنها به جای اینکه از تکالیف پیشرفتی طفره روند یا کلا از آنها اجتناب کنند، فورا به این تکالیف میپردازند (بلانکیشب، 1987)؛ آنها در تکالیف نسبتا دشوار، تلاش بیشتری به خرج میدهند و عملکرد بهتری دارند، زیرا غرور آنها را نیرومند میکند (کرابنیک و یوسف، 1968؛ رینور و انتین، 1982)؛ آنها در صورت روبرو شدن با مشکل یا شکست در تکالیف نسبتا دشوار، بیشتر استقامت میکنند (فیدر، 1961، 1963)؛ و به جای اینکه درصدد کمک گرفتن از دیگران برآیند یا از آنها توصیه بخواهند، مسئولیت موفقیتها و شکستها را میپذیرند (واینر، 1980).

دانشآموزان اجتناب کننده از شکست، که ترس ازشکست آنها بالا و انگیزهی موفقیت در آنان پایین است، خیلی مضطرب میشوند وسعی میکنند با تعلل و سایر راهبرد های خود معلولکننده، از شکست اجتناب ورزند (کاوینگتون؛ گارسیا96 وپینتریچ، 1994، به نقل از پینتریچ و شانک، 2002).
کراندال، کاتکوفسکی وپرستن97 (1962) دریافتند که ارزش اهمیت پیشبینی کنندهی انتخاب فعالیتهای ذهنی توسط دانشآموزان ابتدایی وبخصوص دختران است. در تحقیق دیگری با هدف بررسی عملکرد دانشآموزان دبیرستانی در ریاضی و انگلیسی، بتل (1966) نشان داد که رابطهی انتظارات با عملکرد، قویتر از رابطهی انتظارات با ارزش نسبی یا مطلق موفقیت است (پنتریچ و شانک، 2002).
رابطهی انتظارات باعملکرد و ارزش اهمیت با انتخاب یا مداومت، در تحقیق ویگفیلد واکلز وهمکارانشان نیز به دست آمده است (ویگفیلد واکلز، 1992). اما بتل (1966) برخلاف مدل اتکینسون نشان داد که انتظار وارزش اهمیت همبستگی مثبتی باهم دارند وبدان گونه که فرمول ارزش تشویقی میگوید، رابطهی بین این دو معکوس نیست. بنابراین بهنظر میرسد که دانشآموزان برای تکالیفی که انتظار دارند در آنها موفق باشند ارزش بیشتری قائل میشوند، ودر تکالیفی که آنها را مهم میدانند انتظار دارند که موفق باشند (ویگفید و اکلز، 1992).
در زمینه ارزش تکلیف در گروههای قومی مختلف تحقیقات کمی انجام شده است، ولی اکلز و ویگفیلد به بررسی تفاوتهای جنسی پرداخته اند. تحقیق تجربی این محققان حاکی از برخی تفاوتهای جنسی است، ولی تحقیقات گوناگون و گروههای سنی مختلف به یافتههای مختلفی منجر شدهاند (اکلز و ویگفیلد، 1992). اکلز و ویگفیلد در تحقیق خود به این نتیجه رسیدهاند که نوجوانان پسر و دختر در ارزشی که برای دروس مختلف قائلند تفاوت دارند، مثلا پسرها بیشتر ریاضی و دخترها بیشتر انگلیسی را ارزش مینهند، هرچند این تفاوتهای جنسی همیشه در کودکان کوچکتر ظاهر نمیشود. در واقع ویگفیلد و اکلز در تحقیق بر روی کودکان دبستانی، تفاوتی را بین دو جنس در ارزش قائل شدن برای ریاضی یا فعالیتهای کامپیوتری مشاهده نکردند، گرچه پسران برای ورزش و دختران برای خواندن و موسیقی ارزش بیشتری قائل بودند (ویگفیلد و اکلز، 1992).

2-1-4 جمع بندی نهایی
تعلل ورزی دارای تعاریف متنوع میباشد و هر یک از نظریهپردازان از جمله باسکو، استیل و سایر نظریهپردازان دلایل گوناگونی ( ترس از موفقیت و شکست، بی انگیزگی، دشواری تکلیف و…) را بر وقوع و شیوع تعلل ورزی در بین افراد جامعه ذکر کرده اند که در اینجا تلاش شد حوزههای اصلی تعللورزی، علایم ونشانه های آن، تفاوت آن با تنبلی ونظریات مطرح شده در این زمینه مورد بحث و بررسی قرار گیرد که به رویکردهای رفتاری، انگیزشی، روانتحلیلگری، اسناد، فراشناختی و رفتار طرح ریزی شده اشاره شد. ولی علیرغم شیوع بالای تعللورزی ونقش آن در استرس و بیماری های روانی، پایههای نظری و تجربی پژوهشی قدرتمندی در زمینه تعللورزی در مقایسه با سایر سازههای روانشناختی وجود ندارد. با توجه به پیچیدگیهای تعللورزی و مولفههای شناختی، عاطفی و رفتاری تآثیرگذار برآن، این سازه تظاهرات مختلفی دارد، از جمله: تعللورزی در تصمیمگیری، تعللورزی روان رنجورانه، تعللورزی وسواسگونه و تعللورزی تحصیلی است. که تعللورزی تحصیلی را تمایل غالب و همیشگی فراگیران برای به تعویق انداختن فعالیت های تحصیلی تعریف کردهاند، که تقریبا با اضطرای همراه است. تعللورزی به دلایل مختلف و انگیزه های متفاوت، تحقیقات زیادی را به خود اختصاص داده است که به پژوهشهای راثبلوم و آنوگبازی، الیس ونال، کناس، فراری و از تحقیقات داخلی به یافته های هاشمی و همکاران، و خانم مصطفوی، فاتحی و …اشاره نمود.
مدلهای اولیه انتظار ارزش (به عنوان مثال اتکینسون)، تمایزی را بین باورهای مربوط به توانایی انجام تکلیف (احتمال و انتظار موفقیت) و باورهای مرتبط به اهمیت، ارزش و میل به انجام تکلیف (انگیزه، ارزش تشویقی) ایجاد و مطرح کردند. ترکیب مضربی از این دو است که به بروز رفتار حاصل از انگیزش منجر میشود. به بیان دیگر، ممکن است که ما قادر به انجام کا
ری باشیم، اما اگر ارزشی برای آن قائل نباشیم بعید است که به آن بپردازیم. از سوی دیگر ممکن است ما کاری را ارزشمند بدانیم، اما اگر احساس کنیم که قادر به انجام آن نیستیم و انتظار شکست داشته باشیم، نامحتمل است که به آن کار دست بزنیم و مدل اکلز و ویگفیلد و همکارانشان، مدل انتظار- ارزش اتکینسون را بیشتر شناختی- اجتماعی کردند تا منعکس کننده جریان شناختی فعلی انگیزش باشد. در حال حاضر نیز تحقیقات مربوط به سازه های انتظار وارزش همچنان روی این دو باور عمومی افراد متمرکزند که به چندین تحقیق داخلی خارجی اشاره گردید.

فصل سوم

روش انجام پژوهش

دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید