باورهاي غير منطقي و چشمداشتهاي غير واقع بينانه در تعلل ورزي تاكيد ميكنند. (شوارتز56، 2007).

نظريهي انگيزشي
بسياري از نظريهپردازان تعلل ورزي را بيشتر يك مشكل انگيزشي ميدانند. براي نمونه دوايت و اسچوونبرگ 57(2002) ماهيت پويايي تعلل ورزي را به تنزيل موقتي نسبت دادهاند. آنها معتقدند كه تعلل ورزي تمايل به بيارزشي و يا كم اهميت جلوه دادن پاداشهاي تاخيري است. مطابق اين نظريه افراد تمايل به انجام تكاليفي دارند كه پاداششان بيشتر و فوري باشد. در مقابل آن، كارهايي كه در حال حاضر ناخوشايند و در بلندمدت پاداشدهنده هستند را به تاخير مياندازند. فراري (2001) تعلل ورزي را «شكست خود تنظيمي عملكرد» ميداند كه در آن، افراد تعلل ورز در تنظيم كاركردشان در موقعيتهاي استرسزا و با بار شناختي بالا، شكست ميخورند (به نقل از جوکار و دلاورپور، 1386).

2-1-1-12 شيوع تعلل ورزي
تعلل ورزي در جمعيت كلي شايع شناخته شده و به طور مزمن حدود 15% – 20% بزرگسالان را تحت تاثير قرار ميدهد. هامر و فراري (2002) تعلل ورزي حاد را ميان بزرگسالان، بالاي 20% در امور روزمره تشخيص دادهاند در حاليكه ميزان تعلل ورزي تحصيلي مشكل آفرين ميان دانشجويان را حداقل 70% تا 90% و تعلل ورزي حاد را 20% تا 30% ميان دانشجويان تخمين زدهاند (فرير، جانسون و مك كاون، 1996 مك كاون و جانسون، 1991، روث بلوم، 1984، به نقل از مصطفوی، 1389).
پژوهشها در مورد علت و همبستههاي تعلل ورزي نتايج مختلفي را ارائه دادهاند و به متغيرهاي مختلفي اشاره داشتهاند از جمله ناتواتي در خود تنظيمي، اعتماد به نفس پايين، مكان كنترل بيروني، خودكارآمدي پايين در خود تنظيمي، خلق و صفات شخصيتي نوروتيسم بودن و مسئوليتپذيري كم، جهتگيريهاي هدف پيشرفت و كاربرد ضعف مهارتهاي يادگيري، مطالعات چندي تعلل ورزي را به مديريت زمان، تقويت خود، هدفمندي و به ارزيابيهاي خيلي كم از كنترل و تنظيم خود مرتبط دانستهاند (لي، 1992، لي و سچونبوري، 1993؛ تيك و بوميستر، 1997، به نقل از مصطفوی، 1389).
2-1-2 تعریف ارزش تکلیف
یکی از مولفههای مهم در نظریه انتظار – ارزش مولفه ارزش تکلیف است. در این مدل، ارزش تکلیف به عنوان انگیزه برای تعامل در فعالیتهای مختلف (پاتریشیا58، 2000، به نقل از گرجیان، بیتا) و دلایل گوناگون دانشآموزان برای انجام یا عدم انجام تکلیف، تعریف شده میشود (ویگفیلد59 و اکلز، 2002؛ اکلف60، 2003، به نقل از گرجیان، بیتا) و با مشوق بودن تکلیف برای افراد سر و کار دارد (ستسو و اسمیت61، 2005، به نقل از حسینی، طالعپسند و بیگدلی، 1390). ارزش تکلیف را میتوان به عنوان سائقی برای تعامل در فعالیتهای تحصیلی تعریف کرد (درتاج، 1392).
2-1-2-1 چگونگی شکلگیری مدلهای انتظار- ارزش
مدلهای انتظار- ارزش برخاسته از یک دیدگاه شناختی عمومی در زمینهی انگیزش، و نیز منعکس کنندهی بعد شناختی فرد به عنوان یک تصمیمگیرندهی فعال و منطقی هستند، که در مقابل مدلهای قدیمیتر رفتاری انگیزش مطرح شدهاند.
2-1-2-1-1 شکلگیری سازهی انتظار
تولمن62 (1932) مطرح که پاداش صرفاْ تداعی بین محرک و رفتار را نقش نمیزند، بلکه حتی حیوانات نیز انتظاراتی را دربارهی این که اگر رفتار خاصی را انجام دهند چه اتفاقی برای آنها اتفاق خواهد افتاد، یاد میگیرند. سپس وقتی که آنها رفتار مزبور را انجام میدهندٰ در انتظار پاداش یا تنبیه مینشینند. تولمن این مفهوم شناختی انتظار را جایگزین مفهوم مکانیکی عادت در مدلهای سائق کرد. در زمینهی موفقیت باید گفت، دانشآموزانی که انتظار دارند در کاری خوب عمل کنند یا موفق شوند، احتمالأ دوباره در آینده به آن کار دست خواهند زد.
2-1-2-1-2 شکلگیری سازهی ارزش
لوین63 (1935) در نظریهی خود از واژهی جاذبه64 استفاده کرده است، تا خاطر نشان کند که افراد، برای هر یک از اشیای موجود در محیط، جاذبه کسب میکنند. به عنوان مثال، هر گاه فرد گرسنه باشد، اشیای مربوط به غذا نسبت به سایر اشیای محیط (کتاب، کار، تلویزیون ، سایر افراد) دارای جاذبهی مثبتی میشوند، چرا که غذاست که نیاز فعلی فرد را برآورده میکند. بنابراین فرد به اشیای مربوط به غذا نزدیک میشود. علاوه بر این، هرچه نیاز به مدت طولانیتری ارضانشده باقی بماند ممکن است جذابیت اشیای مربوطه بیشتر شود. علاوه بر این، برخی از اشیا ممکن است به دلیل خصوصیت ذاتی شان، دارای جاذبه بیشتری باشند (مثلاُ مرغ و کتلت در برابر نان وآب)، بطوری که افراد به این اشیا بیشتر نزدیک میشوند تا اشیایی که جذابیت کمتری دارند (واینر65، 1992). در زمینهی موفقیت باید گفت، دانش آموزانی که کنجکاو و فعال هستند (نیاز به یادگیری دارند)، برخی از اشیا و امور را جذابتر یا دارای جاذبهی مثبت تری مییابند، مثل فعالیتهای کامپیوتری یا سایر کارهایی را که ذاتا جالب نظر هستند ( پینتریچ و شانک، 2002).

2-1-2-1-3 شکلگیری سازهی سطح انتظار66
در جریان حرکت از مدلهای رفتاری مکانیکی که روی پاداش و عادت تآکید میکردند به سوی مدلهای «اندام وارهتر»67 شناختی که متوجه انتظار و ارزش بودند، نیاز به تعریف مفهوم یک راهانداز یا انرژی دهندهی رفتار مثل غریزه، سائق، نیاز و عادت کاهش یافت و نیاز چندانی به تعریف این موارد احساس نمیشود بلکه مسئلهی جهتگیری از اهمیت برخوردار است. لوین با در نظر گرفتن مولفههای انتظار و ارزش، سازهی سطح انتظار را برای فرآیند شناختی تصمیمگیری پیشنهاد کرد. سطح انتظار عبارت است از هدف یا معیاری که فرد بر اساس تجارب گذشته و آشناییای که با یک تکلیف دارد برای
خود در نظر میگیرد (پینتریچ و شانک، 2002).
2-1-2-2 نظریهی انتظار- ارزش اتکینسون68
اتکینسون (1957،1964) بر اساس سازههای انتظار، ارزش و سطح انتظار تولمن و لوین، در مدل انگیزش خود سعی کرد سازه های نیاز، انتظار و ارزش را در قالب یک نظریه ی جامع با هم ترکیب کند. در این مدل، رفتار در نتیجهی ضرب سه عامل: انگیزه (M)، احتمال موفقیت (P) و ارزش تشویقی (I) پدید میآید (I×P×M=T). که انگیزه عبارت است از تفاوتها یا آمادگیهای فردی آموخته شده، ولی با ثبات و ماندگار، که شامل دو انگیزهی پیشرفت است : جستوجوی موفقیت (انگیزه حرکت به سوی موفقیت) و ترس از شکست (انگیزه اجتناب از شکست). احتمال موفقیت (P) یک انتظار شناختی یا پیشبینی است که رفتار وسیلهای به هدف منتهی میگردد. به عبارت دیگر انتظار موفقیت، ادراک دانشآموزان از دشواری تکلیف و توانایی فرد در آن تکلیف میباشد.
ارزش تشویقی موفقیت (فخر و مباهات یا ارزشمندی است که در اثر موفقیت در یک تکلیف بدست میآید). در یک تکلیف عامل سومی است که اتکیسنون به کار میبرد. وی معتقد است که ارزش تشویقی موفقیت یک تکلیف (I) با احتمال موفقیت (P) ارتباط معکوس دارد. (خداپناهی، 1389). اتکینسون توانست رابطه ریاضی ارزش تشویقی را به صورت یک منهای احتمال موفقیت (P-1=I) ارائه کند. بنابراین ارزش تشویقی تکلیف با کاهش احتمال موفقیت افزایش مییابد. این رابطه ریاضی بدین معنی است که ارزش تشویقی تکالیفی که احتمال موفقیت در انها پایین تر است ، بالاتر است. به عبارت دیگر افراد برای تکالیف دشوار در مقایسه با تکالیف آسان؛ ارزش بیشتری قائلند. به عنوان مثال مردم برخی از شغل ها را ارزشمند تر می دانند و برای آنها ارزش اجتماعی و درآمد بیشتری قائلند، چرا که دستیابی به این شغل ها را سخت تر می دانند. بنابراین انگیزش و پرداختن به تکلیف و مداومت در آن وقتی در بالاترین حد است که دشواری تکلیف در سطح متوسط باشد و افراد بیشتر تمایل به انتخاب تکالیف با دشواری متوسط دارند (پینتریچ و شانک، 2002).
2-1-2-2-1 برایند گرایش در مدل اتکینسون
گرایش امید به موفقیت (Ts) در نتیجه سه عامل: انگیزهی موفقیت (Ms)، احتمال موفقیت (Ps) و ارزش تشویقی موفقیت (Is) پدید میآید. که این مولفهها به صورت مضربی با یکدیگر رابطه دارند.
ارزش تشویقی×احتمال موفقیت×انگیزه موفقیت = گرایش امید به موفقیت
Is× Ps×Ms=Ts
در این معادله انگیزهی موفقیت (Ms) بیانگر کوشش نسبتاّ پایدار در جهت موفقیت است. احتمال موفقیت (Ps) یک انتظار شناختی یا یک پیشبینی است که یک رفتار وسیلهای به هدف منتهی میگردد و ارزش تشویقی موفقیت (Is) با احتمال موفقیت (Ps) ارتباط معکوس دارد (Ps-1=Is).
گرایش اجتناب از شکست (Tf): همانند گرایش امید به موفقیت، ناشی از ارتباط مضربیانگیزهی اجتناب از شکست (Mf)، احتمال شکست (Pf) و ارزش تحریکی (تشویقی) شکست (If) است.
ارزش تحریکی شکست ×احتمال شکست ×انگیزه اجتناب از شکست= گرایش اجتناب از شکست
If× P f× Mf=Tf
در این معادله هم انگیزهی اجتناب از شکست به عنوان ظرفیت تجربهی شرمساری ناشی از عدم دسترسی به هدف تلقی میگردد. و احتمال شکست (Pf) انتظار شکست و عدم موفقیت در یک تکلیف است و ارزش تحریکی (تشویقی) شکست (If) از آنجا که یک ارزش منفی است که بر اساس احساس منفی (شرم) حاصل میشود و هر قدر تکلیف سادهتر باشد، شرمساری فرد در زمینهی عدم موفقیت بیشتر است، میتوان پذیرفت:
(Pf-1)-=If(1
1=Pf+Ps(2
بنابراین Ps-1=Pf
همچنین Ps-1=Is(3
چون (Pf-1)=If
Ps=(Pf-1)
بنابراین Ps-=If(4
برایند گرایش نزدیکی به فعالیت یا اجتناب از فعالیت (TA) از حاصل جمع نیرومندی گرایش به موفقیت و نیرومندی گرایش اجتناب از شکست ناشی میشود.
بنابراین: Tf+Ts=TA یا (If×Pf×Mf)+(Is×Ps×Ms)=TA
با توجه به فرضهای: Ps-1=If
Ps-1=Is
Ps-=If
خواهیم داشت: [(Pf-)×(Ps-1)×Ms]+[(Ps-1)×Ps×Ms]=TA
[Ps×(Ps-1)×Mf]-[( Ps-1)×Ps×[Ms=TA
[(Ps-1)×Ps](Mf-Ms)=TA
از فرمول برایند گرایش چنین استنباط میشود که هرگاه انگیزهی امید به موفقیت بزرگتر از انگیزهی ترس از شکست باشد (MfMs)، برایند گرایش رفتار دارای یک ارزش مثبت است. افرادی که دارای چنین ویژگی باشند، افرادی با انگیزهی موفقیت قوی محسوب میشوند که در موقعیتهای مناسب دست به انجام فعالیتهای موفقیتآمیز میزنند. برعکس وقتی، انگیزهی ترس از شکست بزرگتر از انگیزه امید به موفقیت باشد (Ms Mf)، برایند گرایش رفتار یک ارزش منفی است و افرادی که چنین خصوصیتی دارند، افرادی با انگیزه موفقیت ضعیف شناخته میشوند که به انجام فعالیتهای موفقیتآمیز تمایل ندارند (خداپناهی، 1389).
2-1-2-2-2 مدل چهار قطبی در نظریهی اتکینسون
اگر این دو انگیزهی حرکت بسوی موفقیت و اجتناب از شکست که در نظریه اتکینسون مطرح شد به صورت متعامد در نظر گرفته شود یک ماتریس 2×2 با چهار خانه ایجاد میشود که چهار رویکرد مختلف را توصیف میکند (کاوینگتون، 1992، کاوینگتون و املیچ69، 1991، کاوینگتون و رابرتز70، 1994، به نقل از پینتریچ و شانک، 2002). بر اساس این مدل چهار نوع دانشآموز و چهار روش رویارویی با تکلیف وجود دارد: موفقیت گرا، اجتناب کننده از شکست، سخت کوش و پذیرنده شکست. دانشآموزان موفقیت گرا، که انگیزهی موفقیت آنها بالا و ترس از شکست آنها پایین است، کاملاٌ راغب به انجام فعالیتهای پیشرفت هستند و بدون اینکه نگران عملکرد خود باشند به این فعالیتها
میپردازند. دانشآموزان اجتناب کننده از شکست، که ترس از شکست آنها بالا و انگیزهی موفقیت در آنها پایین استٰ خیلی مضطرب میشوند و سعی میکنند با تعلل و سایر راهبردهای خود معلول کننده، از شکست اجتناب ورزند. سخت کوش ها دانشآموزانی هستند که هر دو انگیزهی مورد بحث در آنها بالاست، یعنی سعی میکنند به سوی موفقیت حرکت کنند، ولی در عین حال در اثر ترسی که از شکست دارند بسیار مضطربند و دچار تنش هستند. این دانشآموزان، شبیه به بدبینهای تدافعی هستند و دانشآموزانی هستند که تقریباٌ همیشه در کلاس موفقند، ولی مدام از معلم

دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید