دانلود پایان نامه

به کمک صندوق بینالمللی، با هدف کاهش بدهیهای خارجی کشورهای فقیر مقروض ایجاد شد.
بانک در سند “توسعه و حقوق بشر: نقش بانک جهانی”، حمایت خود را از حق توسعه ابراز، و کمک شایانی به دفتر کمیسر عالی در رسیدن به مفهوم توسعه کرد. (شایگان، 1388، 111-110)
در مجموع بانک جهانی فقرزدایی را مؤثرترین راه تحقق و اجرای حق توسعه میداند و در راستای از میان برداشتن آن میکوشد.
2) مؤسسهی بینالمللی توسعه

این مؤسسه بهعنوان یک مؤسسهی وابسته به بانک جهانی در 1960 با هدف بهبود وضعیت بدهی های کشورهای درحالتوسعه، با اعطای وامهای طولانیمدت و کمبهره برای طرحهای صنعتی و تولیدی و در نهایت رشد اقتصادی که از شاخصهای رسیدن به توسعه میباشند، ایجاد شد.
3) مؤسسهی مالی بینالمللی
در 1956 این مؤسسه به عنوان تنها سازمان بینالدولی با هدف توسعهی بینالمللی مؤسسات خصوصی ایجاد شد. مؤسسه بدون ضمانت دولتها، به مؤسسات خصوصی کشورهای درحالتوسعه جهت گسترش فعالیتهای صنعتی وام اعطا میکند.
ب) صندوق بینالمللی پول
صندوق بینالمللی در 1944 برای نظارت بر نظام پولی بینالمللی و کمک به ثبات ارزی کشورهای عضو ایجاد شد. از مهمترین اهداف صندوق تسهیل وگسترش توسعه از طریق کمک به کاهش فقر و بالابردن سطح اشتغال و درآمد در کشورهای درحالتوسعه میباشد.
صندوق بهشرطی اعتبارات کمکی اعطا میکند که کشور ذیربط اصلاحاتی را بهمنظور توسعه در پیش گیرد. (زایدل هوهن فلدرن، 1385، 179) یکی از ارکان فرعی صندوق، کمیته توسعه میباشد که در زمینهی امکان انتقال منابع واقعی، به کشورهای درحالتوسعه، برای رسیدن به توسعه مطالعه میکند. (موسیزاده، 1388، 245)
در دهه 1990 توجه به حقوق بشر و حق توسعه در صندوق، در پی رویهی اقتصادی بینالمللی و نظم نوین جهانی افزایش یافت. (Steiner and Alston, 2008, 1110)
ج) سازمان آموزشی ، علمی و فرهنگی ملل متحد (یونسکو)
یونسکو در سال 1946 با هدف کمک به برقراری و حفظ صلح و امنیت جهانی از طریق تشریک مساعی میان ملل در امور تعلیم و تربیت، آموزش و پرورش، حقوق بشر و آزادیهای اساسی، حاکمیت قانون و احترام به عدالت ایجاد شد.
از برنامههای مهم یونسکو ، پیکار جهانی با بیسوادی و نیز مرتبط ساختن سوادآموزی با برنامههای کلی توسعهی اقتصادی و اجتماعی در کشورهای عضو است. (ضیائی بیگدلی، 1387، 251) یونسکو در اجلاس 1995، با عنوان “به سوی فرهنگ صلح”، اعلام میدارد که استقرار صلح منوط به تحقق کلیهی حقوق انسانی و بهویژه تحقق حق توسعه است. (مولایی، 1381، 68)
د) سازمان توسعهی صنعتی ملل متحد (یونیدو)
هدف اساسی این نهاد سرعت بخشیدن به توسعه صنعتی در کشورهای در حال رشد به منظور برقراری یک نظام اقتصادی بین المللی است. (ماده یک) البته باید توجه داشت که این سازمان برای توسعهی صنعتی کشورهای فقیر، نه پول فراهم میکند و نه وام میدهد.
بهعلاوه یونیدو همواره در پی استقرار نظم نوین اقتصادی با نهادهای سازمان، نظیر آنکتاد، برنامهی عمران ملل متحد و کمیسیونهای اقتصادی منطقهای همکاری نزدیک دارد. (بیگزاده، 1384، 240) در این راستا یونیدو در مطالعهی “دورنمای جدید صنایع 2000″، پیشنهاد تأسیس “کمیسیون بینالمللی حق توسعهی صنعتی” را داد. (Bulajic, 1993, 55)
ه) سازمان خواربار و کشاورزی جهانی (فائو)
سازمان فائو در سال 1946 بهعنوان اولین سازمان تخصصی وابسته به ملل متحد، ایجاد شد. هدف این سازمان گسترش اقتصاد جهانی و تقویت رفاه عمومی که از معیارهای نیل به حق توسعه میباشد، است. برای رسیدن به این هدف، سازمان با ارائهی نظریههای کارشناسی به ارتقاء سطح زندگی و بهبود کارایی در تولید و توزیع محصولات کشاورزی، به کشورهای درحالرشد و عقب مانده کمک میکند. سازمان ازطریق برنامههای پیکار جهانی علیه گرسنگی و تغذیهی جهانی، به آموزش کشورهای درحالتوسعه در مبارزه با سوءتغذیه میپردازد.
و) صندوق بینالمللی برای توسعهی کشاورزی
این سازمان در سال 1977 در شهر رم ایجاد شد. مهمترین هدف ایفاد توسعهی کشاورزی کشورهای درحالتوسعه از طریق اعطای وام به آنها میباشد. صندوق بدین طریق، در رسیدن به اهداف توسعهی هزاره نیز کمک میکند.
ز) سازمان بینالمللی کار
مادهی 3 اساسنامه، وظیفهی خطیر سازمان را پیشبرد عدالت اجتماعی در برنامههای جهانی، برای رسیدن به استخدام کامل، بالا بردن سطح زندگی، گسترش اقدامات تأمینی برای فراهم آوردن درآمد اساسی برای همه و تأمین برابری امکانات آموزشی و حرفهای برمیشمارد. همچنین طبق ماده 4 اساسنامه، سازمان اقداماتی برای توسعه تولید و مصرف، پرهیز از نوسانهای شدید اقتصادی، ترویج توسعهی اقتصادی و اجتماعی در مناطق کمتر پیشرفتهی جهان، تضمین ثبات بیشتر در قیمتهای جهانی تولیدات اولیه و ترویج حجم زیاد و ثابت تجارت بینالمللی در همکاری با دیگر سازمانهای بینالمللی انجام میدهد.
4- سایر نهادها و سازمانهای بینالمللی جهانی و منطقهای
الف) سازمان تجارت جهانی
تا قبل از دور اروگوئه در این سازمان، کشورهای جنوب علاقهای به شرکت در مذاکرات آن نداشتند؛ اما با تندتر شدن روند صنعتی شدنشان، سازمان به یک مبحث جدی در میان آنها تبدیل شد. (برکشلی، 1374، 21) هدف اصلی این سازمان کمک به کشورهای درحالتوسعه و اقتصادهای در حال گذار جهت برخورداری از مزایای نظام تجارت چندجانبه است. هرچند درعمل نتوانسته چنین هدفی را دنبال کند.
ب) سازمان همکاری اقتصادی و توسعه
مهمترین هدف این سازمان، ترویج سیاستهایی است که رفاه اقتصادی و اجتماعی مردم سراسر جهان را بهبود بخشد. کمیته اصلی این سازمان “کمیته کمک برای توسعه”، شامل 22 کشور اهداکننده به اضافهی کمیسیون جوامع اروپایی است که به کشورهای درحالتوسعه کمک میکنند. این کمکها در غالب “کمک رسمی توسعهای” یعنی کمکهای بلاعوض و وام ارائه میگردند. هدف اصلی چنین کمکهایی ارتقاء توسعهی اقتصادی و رفاه میباشد.
ج) بانک بین آمریکایی توسعه
این بانک در سال 1959 توسط سازمان کشورهای بین آمریکایی با مأموریت
“کمک سریع به پروسهی توسعهی اقتصادی و اجتماعی کشورهایِ عضوِ درحالتوسعهی منطقه به صورت فردی و جمعی” ایجاد شد. (Bergesten, 1974, 225) هدف گروه بانک حمایت از برنامههای اجتماعی از طریق توسعهی نهادهای اقتصادی، اجتماعی، آموزشی، بهداشتی، ترویج همکاری منطقهای و فراهم آوردن حمایت بی واسطه از بخش خصوصی بود.
د) بانک آسیایی توسعه
بانک آسیایی در 1966 با هدف فقرزدایی در آسیا و پاسفیک از طریق اعطای وامهای کمبهره، بیمه، اعانه، سرمایهگذاری در بخش خصوصی و آگاهی دادن برای ساخت زیربناها و بهبود خدمات اساسی از قبیل بهداشت و آموزش برای افزایش کیفیت زندگی، بهویژه برای 9/1 میلیارد از مردم که با کمتر از 2 دلار در روز زندگی میکنند، ایجاد شد. (لطفی هرگلان، 1387، 100) تمرکز بانک بر رشد اقتصادی، توسعهی اجتماعی و سیاسی، حکمرانی مطلوب و دموکراسی میباشد.
ه) بانک آفریقایی توسعه
این بانک بهعنوان نخستین نهاد مالی توسعهای آفریقا، یک نهاد چندجانبهی مالی است که در سال 1964 با هدف مبارزه با فقر و بهبود سطح زندگی تأسیس شد. (Bergesten, 1974, 225) بانک از 1967 متعهد به سوق دادن منابع به سمت پیشرفت اقتصادی و اجتماعی کشورهای عضو منطقه از طریق اعطای وام، سرمایهگذاری منصفانه و کمکهای فنی شد.
گفتار سوم: تحول و تکامل تدریجی مفهوم حقوقی حق توسعه
از لحاظ نظری میتوان بین حق بر توسعه و حقوق بینالملل توسعه یک رابطهی منطقی تقدم و تأخر قائل شد. هدف حقوق بینالملل توسعه، ایجاد قواعدی است که اجرای حق بر توسعه و تعهدات ناشی از آن را تضمین کند؛ بنابراین حقوق بینالملل توسعه میتواند اجرای عینی حق بر توسعه در نظر گرفته شود.

دانلود پایان نامه
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

بهعبارت دیگر حقوق بینالملل توسعه یکی از امکانات تحقق حق بر توسعه است؛ پس از نظر تاریخی واژه حقوق بینالملل توسعه قبل از اصطلاح حق بر توسعه پدید آمده است. بنابراین میتوان گفت درواقع این اسناد حقوقی و مکانیسمهای حقوق بینالملل توسعه بوده است که موجب آگاهی و توجه به مفهوم حق بر توسعه شد و آن را در سطح بینالمللی ایجاد کرد چراکه شناسایی حق بر توسعه نتیجهی روندی طولانی است. (Uribe Vargas, 1984, 368)
تحول حق توسعه در پنج دهه قابل بررسی است:
1) دههی اول توسعه، (دههی 60)
نخستین نشانههای مترقیانه در متن نظریات توسعه در بعد از جنگ جهانی اول، در آن دوره‏ای یافت می‏شود. (Preston, 1985, 138) اما در واقع بعد از جنگ جهانی دوم بود که نظریهی مدرنیته بهوجود آمد. طبق این نظریه توسعه بهعنوان یک پدیدهی اجتماعی، اقتصادی که ارتباط انکارناپذیری با کشورهای توسعهیافته دارد، بیان شد. (Tamanaha, 2006, 239) در دههی 60 نهضتی به نام “حقوق و توسعه” اساس نظریهی مدرنیته را پذیرفت. در این زمان برای تحقق بخشیدن به توسعهی اقتصادی، لزوم پدید آمدن یک نظام حقوقی مطرح شد. (Tamanaha, 2000, 245) در این راستا، محققان فرانسوی و انگلیسی پژوهشهایی بر مستعمرات گذشتهی خود انجام داده و به نتیجهی ارزشمندی رسیدند؛ و آن هم ورود سازمان ملل به عرصهی فعالیتهای توسعه بود. (Ibid, 253)
مجمع عمومی قبل از اعلام دههی 60 بهعنوان اولین دههی توسعه، ضرورت یک طرح جهانی برای “توسعهی متوازن و منسجم اقتصادی و اجتماعی، در راستای ارتقاء حفظ صلح و امنیت، پیشرفت اجتماعی، معاش بهتر، رعایت احترام به حقوق بشر و آزادیهای بنیادین را در بیست و ششم نوامبر 1957” مطرح کرده بود؛ (ایده و همکاران، 1389، 123) اما در قطعنامههای سازمان ملل دههی 60، دهه ی توسعه نامیده شد. در این راستا، میتوان گفت “حق بر توسعه برای اولینبار در سالهای تصویب میثاقین 1966، توسط وزیر امور خارجهی سنگال کبا ام.بای در متن درخواست یک نظم نوین اقتصادی بینالمللی مطرح شد.”
شاید بتوان انگیزهی ایجاد حق توسعه از جانب کشورهای توسعهیافته در این دهه را تأمین امنیت، گرایشات سیاسی و اقتصادی، حفظ صلح و جلوگیری از جنگ، دست یافتن به مواد اولیه و بازار آزاد و یا حتی احساس گناه نسبت به کشورهای در حال توسعه دانست. از طرفی نیز میتوان ریشهی مفهومی حق توسعه را در تلاشهای دهههای 60 و 70 گروه 77 و جنبش عدم تعهد برای ایجاد نظم نوین اقتصادی بینالمللی جستجو کرد.
در این دهه ادعایِ حق بودنِ توسعه در کشورهای جهان سوم، مخصوصاً تازه استقلالیافتهها که فرصت اظهارنظر در مجمع عمومی را یافته بودند، پررنگتر شد. به عقیدهی آنها “بدون استقلال، توسعه و بدون توسعه، استقلال معنا ندارد.” (وکیل و عسکری، 1383، 95)
تا اواخر دههی اول، توسعه همان بعد اقتصادی خود را داشت.
در پایان دههی 60 به دلیل برخی عوامل، انقلابی برای رهایی از حصار تعاریف اقتصادی توسعه درگرفت، ولی این انقلاب که به “خلع ید تولید ناخالص ملی” موسوم شد، چندان دوام نیافت و نتوانست جای خود را باز کند. (راعی، 1380، 20) از دستاوردهای این دهه در راستای حق توسعه میتوان از تأسیس آنکتاد، برنامهی عمران ملل متحد و سازمانهای تخصصی وابسته به ملل متحد که در راستای کمک به توسعه ایجاد شدند نام برد. در واقع این دهه با تغییر دیدگاه سازمان ملل نسبت به کشورهای درحالتوسعه آغاز شد؛ با این حال در کل در دههی 60 توجه بیشتر به رویکرد اقتصادی حق توسعه در جهان سوم بود. همچنین کشورهای جهان سوم که تا قبل از این دهه دریافت کمک از سوی کشورهای توسعهیافته و سازمانهای بینالمللی کمککننده را بهعنوان امتیاز تصور میکردند، از این به بعد مدعی شدند که دریافت کمک حق آنها میباشد؛ چراکه توسعهیافتهها پیشرفتشان را مدیون به عدم توسعهی آنها هستند.
2) دههی دوم توسعه، (دههی 70)
سازمان ملل متحد، در قطعنامهها و اسناد خود از این دهه هم با عنوان دههی توسعه یاد میکند. (هکی، 1388، 162)
در این دهه، نظم نوین اقتصادی بینالمللی موضوع دعوای جدی بین کشورهای شمال و جنوب شد. از اوایل سالهای 1970، تأسیس آنکتاد، تصویب منشور حقوق و تکالیف اقتصادی کشورها و قطعنامهی مربوط به نظم نوین اقتصادی بینالمللی در 1974 بازتابهایی از تلاشهای جهان سوم در راستای ظهور حق توسعه بود.
اولینبار کبا ام.بای در سخنرانی اجلاس آموزشی مؤسسهی بینالمللی حقوق بشر در 1972 رابطهی حق توسعه و حقوق بشر را چنین توصیف کرد: “حق توسعه به مانند یک حق بشری است …” در این راستا او در نامهای که برای مؤسسهی بینالمللی حقوق بشر در استراسبورگ نوشت، اشاره کرد که “همهی حقوق و آزادیهای اساسی بهطور اجتنابناپذیری به حق حیات، افزایش استانداردهای زندگی و بنابراین به توسعه وابستهاند؛ پس حق توسعه از حقوق بشری است و بدون آن بشر وجود نخواهد داشت.” (M’baye, 1972, 505) به عقیدهی آنتونیوکاسسه، بعد از این بود که این مفهوم مورد حمایت و توجه کشورهای درحالتوسعه، سوسیالیستی و دیگر کشورهای طرفدار حق توسعه قرار گرفت. (کاسسه، 1373، 368) در این راستا قعطنامهی شماره 4 کمیسیون حقوق بشر در سال 1979، حق توسعه را صراحتاً یک حق بشری دانسته و طرفین این رابطهی حقمحور را مردم و دولت برمیشمارد؛ همچنین طی این قطعنامه از دبیرکل خواسته شد تا شرایط لازم برای برخورداری مؤثر همهی افراد از این حق را بررسی نماید. (مولایی، 1389، 331)
آرجون سنگوپتا کارشناس مستقل حق توسعه معتقد است در اوایل دههی 1970 مفهوم حق توسعه بهعنوان یکی از حقوق بشر مطرح گردید؛ پس میتوان گفت مفهوم حق توسعه ابتدا بهو
سیلهی کشورهای درحالتوسعه و با هدف ایجاد یک نظم نوین اقتصادی بینالمللی و سپس از سوی اندیشمندان بهگونهای که همزمان بیانگر حقوق مدنی و سیاسی و نیز حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است بهکار برده شد.
در نیمهی دوم دههی 1970 میلادی اقتصاددانان توسعه، دیدگاه “نیازهای اساسی” که یک رویکرد حقوق بشری به توسعه میباشد را مورد توجه و تأکید قرار دارند،که واکنش یا پاسخی به عدم موفقیت رشد اقتصادی دههی 60 در رفع فقر در بسیاری از کشورهای درحالتوسعه بود.
در نهایت باید گفت هدف نهایی توسعه در این دهه اصلاح پایدار در وضعیت فردی و توزیع منافع بین همه بود و در این دهه بود که توجه جهانیان به رابطهی بین توسعه و حقوق بشر جلب شد.
3) دههی سوم توسعه، (دههی 80)
فیلیپ آلستون بر این باور است که حق توسعه بهعنوان یک حق جدید بشری ابتدا در سال 1972 مطرح شد و سپس در سال 1981 گروه کاری سازمان ملل متقاعد شد که این مباحث باید سازمانیافته و نظاممند گردند و به همین علت گروه کاری جدیدی متشکل از کارشناسان دولتها در ارتباط با حق توسعه تشکیل شد. (Steiner and Alston, 2008, 1118) این گروه اولین گروه کاری بینالمللی در رابطه با حق توسعه بود. پنج سال پس از تشکیل این گروه جدید، اعلامیهی حق توسعه را تصویب کرد و به کمیسیون مزبور مأموریت داد تا راههای عملی کردن قطعنامه را دنبال کند.
تا اواخر دههی 80، رویکرد سازمان ملل بر محور توسعهی کشورها و رفع عقبماندگی کشورهای جنوب متمرکز بود. در این دهه توجه به رویکرد حقوق بشری تا آنجا پیش رفت که پیشطرح سومین میثاق بینالمللی حقوق بشر، ایجاد شد و در آن باز هم به حق توسعه بهعنوان یک حق بشری که در نسل سوم حقوق بشر جای میگیرد، پرداخته شد. همچنین در این دهه بود که در برخی کنوانسیونها به کشورهای درحالتوسعه توجه بیشتری شد و برای آنها مزایایی قائل شدند؛ در این راستا میتوان به کنوانسیون حقوق دریاهای 1982 اشاره کرد.
4) دههی چهارم توسعه، (دههی 90)
در دههی 1990 روح توسعهگرایی تازهای بهوجود آمد، گرچه در این تحول دو روند متفاوت وجود داشت. با وجود آن که کشورهای شمال و جنوب به دنبال توسعهی مجدد بودند، ولی توسعه مجدد در شمال به معنای سرعت، تخریب، تعطیل، تعویض و صدور است؛ اگرچه در جنوب به معنای وارد نمودن آنچه “بنجل” به حساب میآید، بود. (راعی، 1380، 20) در این دهه، شکلگیری دکترین بینالمللی، عقاید بسیار متضادی را با خود


دیدگاهتان را بنویسید