دانلود پایان نامه

نداد.181
2.8.3.2.آموزش نوجوانان
حمایت کم کمک‌کننده‌ها برای تحصیلات متوسطه، دلالت بر به‌حساب نیاوردن آشکار نوجوانان در داخل جوامع جنگ‌زده دارد اگرچه کمک‌کننده‌ها در‌حال حاضر برای شناسایی نیازها سریع‌تر عمل می‌کنند تا تحصیلات ابتدایی را برای جوانان در طول موقعیت‌های اضطراری فراهم کنند اما حمایت مهم را برای تحصیلات نوجوانان ایجاد نکرده‌اند. نتایج قابل پیش‌بینی می‌باشند بدون فرصت‌های تحصیلی و شغلی، جوانان برای ملحق شدن به ارتش مجبور یا اغفال می‌شوند و سایرین در معرض سوء‌استفاده یا تجاوز جنسی قرار می‌گیرند.
بسیاری از جوانان در کشورهای جنگ‌زده و فقیر سواد مقدماتی و مهارت‌های شمردن را خوب یاد نگرفته اند و نیاز به برنامه‌های سریع یادگیری دارند تا به آنها برای رسیدن به سطح کلاس گروه سنی‌شان کمک کند. در گرجستان یک برنامه یادگیری اصلاحی برای نوجوانان آواره فراهم می‌شود تا دوباره در کلاس‌هایی با سطوح نمرات 5، 7 یا 9 نام‌نویسی کنند.182 اگرچه هیچ مدرسه متوسطی برای نوجوانان وجود ندارد.
در روآندا، کودکانی که قبل از تمام‌کردن مدرسه ابتدایی از کشور فرار‌کردند اکنون سرپرست خانواده‌ها می‌باشند و از خواهر و برادر کوچکتر یا یتیم‌ها مراقبت می‌کنند. آنها مهارت‌های اصلی آموزشی را دارند اگر آنها بخواهند به مدرسه برگردند، باید با کودکان خیلی کوچکتر از خودشان تحصیل کنند. احساس حقارت برای ادامه‌دادن در یک کلاس با کودکان کوچکتر می‌تواند نوجوانان را از دوباره وارد شدن به سیستم مدرسه مأیوس کند با وجود این آنها دورنمایی از آموزش شغلی جایگزین دارند.183
3.8.3.2.تحصیلات دختران
در سطح جهانی، دو‌سوم کل کودکانی که به مدرسه نمی‌روند دخترها هستند و در‌طول درگیری، نابرابری جنسیت افزایش می‌یابد و والدین احتمالاً برای امنیت کودکانشان در داخل مدرسه نگران می‌باشند. در بسیاری از موارد، دختران پناهنده در کشورهای خودشان آموزش ندیده‌اند بنابراین والدین در فرستادن آنها به مدرسه در اردوی پناهندگی هیچ مزیتی نمی‌بینند. به‌طور کلی برآورده شده است که از بین 10 دختر پناهنده فقط 1 نفر در کلاس شرکت می‌کند.184
در‌طول جنگ نیاز دخترها برای آموزش شغلی و تحصیلی به‌طور خاص زیاد می‌شود. بسیاری از دخترها در سن خیلی پائین سرپرست خانواده می‌شوند. حتی وقتی دخترها دسترسی به تحصیلات را به‌دست ‌‌‌می‌آورند آنها غالباً باز هم از تبعیض به علت تعصب جنسیت در برنامه آموزشی و در نگرش معلم‌ها، مدیران و دانش‌آموزان مرد رنج می‌برند. برای مثال در‌میان پناهندگان سودانی در اوگاندا UNHCR اعلام کرد که حاضر شدن در مدرسه برای دختران در مویو‌شرقی در مقایسه با پسران به‌طور چشمگیری پایین‌تر بود و به‌طور دائم برای دختران بزرگتر کم می‌شود. در مدارس ابتدایی با حضور کمتر دخترها، 35% کودکان پناهنده دختر بودند یک نسبتی که تا 13 درصد در مدرسه متوسطه پایین آمد دلایل آن برای همه شناخته شده‌بود. اعتقاد فرهنگی و ازدواج زود، اغلب مانع نام‌نویسی شد. خانواده‌ها قادر نبودند شهریه مدرسه را پرداخت کنند یا نمی‌توانستند لباس مناسب برای کودکان فراهم کنند. در بعضی از نمونه‌ها خلاصه اینکه دخترهایی که به سن قاعدگی می‌رسیدند لوازم بهداشتی نداشتند. کلاس‌های موقتی که در موقعیت‌های اضطراری برگزار می‌شوند به دستشویی‌های جدا برای دخترها و پسرها مجهز نمی‌باشد.185 و اغلب در کتاب‌هایی درسی و کلاس‌های درس به دخترها و علایق آنها متوجه نمی‌شود بنابراین دخترها احتمالاً رابطه‌ای بین مدرسه با زندگی‌شان نمی‌بینند.
بعضی از والدین نمی‌خواهند دخترها و پسرها با هم در یک سن مشخص در مدرسه شرکت کنند. در افغانستان، مقامات طالبان به شدت محدود شده‌اند و گاهی دسترسی دختران به آموزش را تکذیب کردند. به‌عنوان اعتراض تعدادی از سازمان‌ها از حمایت مدارس دولتی در مناطق جنگ‌زده کنار کشیده‌اند تا هم به دخترها و هم به پسرها فرصتی برای حضور در مدرسه داده شود.
آموزش در موقعیت‌های اضطراری می‌تواند موقعیت‌هایی را برای مورد‌توجه قرار‌دادن تبعیض علیه دخترها فراهم کند یک برنامه حمایت شده توسط IRC برنامه آموزش بهداشتی را گسترش داده است که بهداشت باروری را مورد‌توجه قرار می‌دهد و طراحی می‌شود تا اعتماد به‌نفس را در میان دختران پناهنده سیرالئونی و لیبریایی که در گینه زندگی می‌کنند ارتقا دهد. از سپتامبر 1998، IRC آموزش اجتماعی و آموزش مشاوره را فراهم کرده‌است تا از یک برنامه‌ای حمایت کند که خشونت جنسی را مورد‌توجه قرار می‌دهد. دختران اخراج شده از مدرسه به علت حاملگی برای جلوگیری از تبعیض بیشتر دوباره پذیرفته شده‌اند با توجه به اینکه انجمن‌ اجتماعی زنان جوان و برنامه‌های مشاوره‌ای راهنمایی و حمایت عاطفی را فراهم می‌کند.186
در سال 1991 یک برنامه برای حمایت از تحصیلات دختران در جامعه پناهنده افغانی در پاکستان آغاز شد. این برنامه از اولین سالش با 1000 دانش‌آموز تا حدود 21000 دانش‌آموز در سال‌2001 پیشرفت کرده است. بیش از 70%‌دانش‌آموزان دختر هستند. در‌کل بیش از 2000‌معلم که اکثریت آنها زن می‌باشند از سال‌1991 آموزش دیده‌اند.187
4.8.3.2.آموزش کودکان معلول
در‌طول جنگ تعداد زیادی از کودکان توسط مین‌ها و سایر سلاح‌ها معلول می‌شوند. در سیرالئون هزاران بچه در‌طول جنگ دچار نقص‌عضو شدند با وجود این کودکان معلول در دسترسی به آمو
زش در موقعیت‌های جنگ بسیار محدود شده‌اند.
اگرچه سال‌ها امکانات آموزش جدا، امری عادی بوده است اما این به‌طور کلی منجر به بی‌توجهی، تبعیض و انزوای بیشتر برای کودکان معلول می‌شود. رویکردها تغییر کرده‌است و اکنون بسیاری از سازمان‌های آموزشی درگیر‌کردن کودکان معلول را در روند کلی کلاس‌ها تشویق می‌کنند. برآورد می‌شود که حدود 70%‌کودکان معلول قادرند به‌طور موفقیت‌آمیزی در روند کلی برنامه‌های آموزشی گنجانده شوند. 30%‌باقیمانده از جمله کودکان با آسیب روحی شدید یا با چندین معلولیت نیاز به توجه و مراقبت خاص دارند.188
در اردوگاه‌های کاراگو پناهندگان روآندایی در تانزانیا بیشتر کودکان معلول در روند کلی کلاس‌ها حاضر شدند و توجه‌خاص و آموزش مورد‌نیاز را دریافت کردند در‌حالی‌که یک کلاس دیگر در همان مدرسه برای کودکان ناتوان ذهنی برگزار شد. این برنامه به سرمایه‌گذاری زیادی احتیاج ندارد اما با این احوال منابع به شدت محدود می‌شود.189

فصل 3
سلاح‌های کشتار‌جمعی و سلاح‌های سبک

1.3. سلاح‌هاي كوچك و سبك
سلاح‌هاي كوچك شامل هفت‌تير، تپانچه، تفنگ‌هاي نيمه‌خودكار، تفنگ‌هاي تهاجمي و تفنگ‌هاي خود‌كار سبك مي‌گردد. سلاح‌هاي سبك شامل تفنگ‌هاي خودكار سنگين، خمپاره‌اندازها، نارنجك‌اندازها، توپ‌هاي قابل‌حمل ضد‌هواپيما و ضد‌تانك و موشك‌اندازهاي قابل‌حمل مي‌گردد.190
سلاح‌هاي سبك جنگ‌افزارهايي هستند كه در جنگ‌هاي داخلي به‌خاطر سهولت تهيه، ارزان‌قيمت بودن، سهولت حمل و نقل، ساختار نگهداري و استفاده و تجارت آنها به‌سرعت توسط توليد‌كنندگان آنها رشد داده شده‌اند.
در سال‌2000 تجارت قانوني اين نوع سلاح حداقل 6-4 ميليارد دلار برآورد شده‌است و تجارت غيرقانوني آن نيز بالغ بر 1‌ميليارد دلار برآورد مي‌شود. اين بخش تجارت غير‌قانوني نقش مهمي در ايجاد و درگيري و تشديد آن در نقاط مختلف دنيا دارد. سلاح‌هاي غير‌قانوني بصورت قانوني توليد شده‌اند لكن در‌نهايت در بازار‌سياه و بصورت غيرقانوني به‌فروش رسيده‌اند. و اكثراً دولتها نظارت كافي در فروش آنها به‌عمل نياورده اند.
توسعه سلاح‌هاي سبک و كوچك موجب تداوم درگيری‌ها، تشديد خشونت‌ها، آوارگي بيشتر غيرنظاميان، اختلال در تدارك غذا، سوخت، آب گردیده است و كمك‌هاي بشردوستانه را به خطر مي‌اندازد. دسترسی وسيع به سلاح‌هاي سبك ارتباط مستقيمي با افزايش تأسف‌بار قرباني شدن زنان و كودكان و همين‌طور افزايش تعداد كودك سرباز گرديده‌است. سلاح‌هایي كه بعد‌از جنگ در منطقه جنگي رها نمي‌شوند آثار خود را به شكل جرائم خشونت‌بار و خشونت‌هاي سازمان‌يافته بر‌جاي مي‌گذارند.
بیشترین سلاح‌های به شدت استفاده‌شده برای ویرانی‌های گسترده، سلاح‌های اتمی یا زیستی نمی‌باشند. آنها تقریباً 500‌میلیون مهارت کوچک و سلاح‌های سبک هستند که کشتار و آشوب را در سراسر جهان تشدید می‌کنند.191 به علت استفاده آسان و ارزان از آنها، آنها دلیل اصلی برای افزایش نگران‌کننده تلفات غیر‌نظامی ها در مخاصمات مسلحانه در طول دهه‌های اخیر192 و در تبدیل شرم‌آور صدها‌هزار بچه به قاتل‌های حرفه‌ای می‌باشند.
فراهم بودن این سلاح‌ها منجر به خشونت و ناامنی می‌شود و مصیبت را طولانی می‌کند و مانع از بازسازی بعد‌از جنگ می‌شود. مهمات کوچک به آسانی در دوران صلح در جوامع پخش می‌شوند جایی که آنها به‌طور عادی در حمله، دزدی، تجاوز، قتل‌عام و گاهی‌اوقات در مقیاس بزرگ‌تر مورد استفاده قرار می‌گیرند. آنقدر این سلاح‌ها سبک و برای استفاده آسان هستند که سوء‌استفاده از کودکان را به‌عنوان سرباز آسان می‌کند. حدود 300000 بچه در بیش از 30درگیری اخیر شرکت کرده‌اند.
کشیدن ماشه یک تفنگ می‌تواند حداکثر تا 30 گلوله شلیک کند.193 و در‌حالی‌که بعضی از سلاح‌های پیشرفته نیاز به آموزش تخصصی و توانایی فیزیکی برای به‌دست گرفتن دارند. سلاح‌های ساده‌تر و سبک‌تر مانند نارنجک‌های دستی، تفنگ، و تفنگ‌های 47AK- با تأثیر کشنده توسط کودکان کوچک مورد‌استفاده قرار می‌گیرد. حتی یک بچه 10 ساله می‌تواند برای باز کردن و دوباره جمع کردن یک تفنگ 47AK- آموزش ببیند.
اسلحه‌های کوچک و سلاح‌های سبک، اشکال خیلی متفاوتی دارند. درکل، اسلحه‌های کوچک برای استفاده شخصی طراحی می‌شوند. آنها شامل هفت‌تیر و اسلحه‌کمری اومات، تفنگ، مسلسل‌دستی، نارنجک‌ها، مین‌های ضد‌نفر194 و مسلسل سبک می‌شوند. سلاح‌های سبک طراحی می‌شوند به‌منظور استفاده توسط افرادی که به‌عنوان خدمه انجام وظیفه می‌کنند ‌و شامل مسلسل‌سنگین، تفنگ‌های ضد‌هوایی دستی و موشک‌ها و موشک ضد‌تانک و سیستم‌های موشکی می‌شوند.195 اسلحه‌های کوچک و سلاح‌های سبک اگرچه برای استفاده توسط نیروی‌های مسلح طراحی می‌شود اما قابلیت حمل، اندازه و قیمت آنها این سلاح‌ها را برای ارتش‌های خصوصی و مزدوران مفید قرار می‌دهد. خصوصی‌سازی فرآیندهای امنیت و جنگ همچنین به افزایش تجارت اسلحه‌های کوچک کمک می‌کند.
مالکیت سلاح‌ها می تواند همچنین یک منشأ افتخار، نشان تشخیص و در بعضی نمونه‌ها یک نشانه‌ای از هویت فرهنگی و قومی باشد. این به‌خودی‌خود لزوماً منتهی به فرهنگ خشونت نمی‌شود. به‌هر‌حال، فرهنگ تملک سلاح‌ها به فرهنگ خشونت تغییر می‌کند. وقتی یک
دولت نمی‌تواند امنیت شهروندانش را تضمین کند یا فعالیت‌های غیرقانونی را که متکی بر اسلحه‌های کوچک می‌باشد را کنترل کند، نقض آئین‌نامه اجتماعی و نظام‌های سنتی برای راه‌حل درگیری ثبات را بیشتر تضعیف می‌کند.
1.1.3.عواقب اسلحه‌های کوچک برای کودکان
اسلحه‌های کوچک و سلاح‌های سبک هزاران بچه را هر‌ساله معلول می‌کند و می‌کشد. بسیاری از کودکان شاهد بوده‌اند یا خودشان از حملات مستقیم با سلاح‌های سبک در مدرسه، خانه و جوامع‌شان آسیب دیده‌اند. در لوکیچوکیو‌(کنیا)، خانواده‌ها بعد از اینکه مدرسه ابتدایی مورد‌حمله قرار گرفت و 10‌دانش‌آموز کشته شدند کودکانشان را در خانه نگه‌داشتند. در یک تلاش برای بالا‌بردن امنیت کودکان، مدارس به نزدیک مجتمع UN تغییر‌مکان دادند196 و کودکان به زور به داخل خط‌آتش در مخاصمات مسلحانه بین گروه‌های شورشی و دولت فیلیپین آورده می‌شوند. در اردوگاه‌ها، نوجوان‌ها با تفنگ‌های 47AK- و 16M- عرض اندام می‌کنند. جروم‌پل‌آنگ گروهبان با‌تجربه نیروی‌دریایی گفت: «چطور یک نفر متوجه می‌شود که دشمن، کودکان باشند. آنها مانند ما تفنگ دارند.» آنها در لباس فرم کامل هستند و مانند هر سرباز دیگری می‌جنگند اما اگر منظور شما این است که آیا من دشمن‌های مرده جوانی دیده‌ام باید بگویم بیشتر مرده‌هایی که من دیدم جوان بودند شاید 18 سال یا کوچک‌تر مانند پسر

دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید