شود.
اما به نظر می رسد در صورتی که نویسندۀ اثر ادبی اثر خویش را برای اینکه مجدداً توسط سناریونویس تنظیم و به صورت فیلم سینمایی درآید می نویسد در فیلم سینمایی، پدیدآورندۀ مشترک است و در حقوق مربوط به آن به اندازۀ نقشی که ایفا کرده است سهیم است در غیر این صورت جهت رعایت حقوق مادی و معنوی مؤلف اثر، قطعاً باید سناریونویس از صاحب اثر مذکور اجازه بگیرد و در این مورد دیگر سهیم کردن وی در حقوقی که مربوط به فیلم سینمایی است موردی ندارد.
وفق مادۀ 57 پیش نویس لایحه که مقرر می دارد: «در خصوص آثار دیداری- شنیداری، کلیۀ اشخاص حقیقی که اثر در نتیجۀ خلاقیت آنها به وجود آمده است پدیدآورندگان و نخستین مالکین مشترک آن هستند در صورتی که دلیلی برخلاف آن وجود نداشته باشد، چنین فرض می شود که پدیدآورندگان کارگردان اصلی، نمایش نامه یا فیلم نامه نویس، نویسندۀ متن گفتگو، آهنگ ساز خاص همان اثر و اقتباس کننده هستند. چنانچه اثری که قبلاً وجود داشته و هنوز از حمایت قانونی برخوردار است در اثر جدید بکار رفته یا اثر جدید از آن اقتباس شده باشد، پدیدآورندگان آن اثر نخستین در حکم نویسندگان مشترک این اثر هستند.»، پس می توان گفت، اگر مؤلف اثر سابق در تهیۀ اثر دوم همکاری داشته باشد اثر دوم ثانوی نیست، بلکه اثر مشترک تلقی می شود، به هر حال امکان اینکه یک اثر مشترک در عین حال ثانوی هم باشد، وجود دارد.

فصل سوم – احکام و آثار اشاعه در مالکیت فکری
ماهیت “مالکیت ناشی از کار گروهی” تفاوتی با مالکیت بطور کلی ندارد و لکن به دلیل ارتباطی که محصول کار گروهی با مالک یا مالکین متعدد، که در حصول آن نقش دارند، پیدا می کند، احکام و آثار خاصی بر آن مترتب می گردد.
در مالکیت ناشی از عمل گروهی، گاهی اشاعه بین اموال شرکاء قبل از عمل شرکاء صورت می گیرد و گاهی بعد از عمل گروهی شرکاء مالکیت گروهی تحقق می یابد، و در مواردی هم مالکیت فردی حادث می شود. اشاعه ای که بعد از عمل شرکاء محقق می شود، در مواردی سهم هر شریک دخیل درعمل گروهی معین شده است، لکن در مصادیقی از عمل گروهی سهم هر شریک از “محصول عمل گروهی” تعیین نشده و مشاع بین تمام شرکاست.
به هر ترتیب در هر صورتی که مالکیت مشاع میان گروهی از شرکا محقق می گردد، اداره اموال مشاع، تصرف و کنترل آنها نظامات خاص را می طلبد که در این فصل طی مبحث های متعدد به آن می پردازیم. در جهت نیل به هدف، احکام و آثار “مالکیت ناشی از کارهای گروهی” در چند مبحث پیاپی تبیین می شود: ابتدا به رابطۀ حقوقی پدیدآورنده با آفرینه و تعیین مالک و چگونگی مالکیت مالکان «حاصل کار گروهی» پرداخته، سپس در صورت اشتراک مالکان در حاصل کار گروهی و قصد ادامه مالکیت گروهی بر آن، نظام حاکم بر این مالکیت گروهی بیان می شود. طریقۀ انتقال، بهره برداری و انتفاع از حاصل عمل مورد بررسی قرار می گیرد.
3-1- رابطۀ حقوقی آفرینۀ فکری با پدیدآورنده
پدیدآورنده آفرینه فکری کسی است که به یاری اندیشۀ خلاق و ذهن فعال خود، آفرینه ای را می آفریند. از نظر حقوقی بین پدیدآورنده آفرینه فکری و آفرینه پدیدآمده دو نوع رابطه وجود دارد نظام حقوق مالکیت فکری فارغ از هرگونه شروط قراردادی، حقوقی را برای پدیدآورنده آفرینه شناخته و مقرر داشته است و این حقوق در انحصار پدیدآورنده است که عبارتند از: حقوق مادی(مالی) و حقوق معنوی(اخلاقی). هریک از این دو رابطۀ حقوقی اوصاف خاص خود را دارد که همواره همۀ افراد جامعه مکلف به رعایت آن هستند. به عبارت دیگر، این نظام موجب می شود که این حق قانونی، مستقل از قرارداد و ارادۀ افراد تحقق یابد. لذا لازم است ابتدا انواع حقوق پدیدآورنده بیان گردد و سپس اوصاف خاص این حقوق جداگانه در دو نظام صنعتی و ادبی هنری مورد بررسی قرار گیرد:
3-1-1- انواع حقوق پدیدآورنده و اوصاف آن
3-1-1-1- انواع حقوق پدیدآورنده
الف- حق مادی (مالی)
حق مالی، رکن دوم حقوق فکری صاحب آفرینه است به تعبیر دیگر سخن از این حقوق زمانی به میان می آید که حقوق معنوی پدیدآورنده پا به عرصۀ وجود گذاشته باشد و حقوق مادی پدیدآورنده، بازتاب و تابشی از حقوق معنوی اوست یعنی حقوق مادی جنبۀ استقلالی در برابر حقوق معنوی ندارد. به لحاظ قانونی تا وقتی آفرینه به وجود نیامده باشد، حقوق مالی آن قابل تصور نیست. منظور از رابطۀ حقوقی مالی یا اقتصادی در آفرینۀ فکری آن است که آفرینندۀ آفرینه، مالک آفرینۀ فکری خود محسوب می گردد و بین او و آفرینه ای که آفریده است رابطۀ مالکیت وجود دارد لذا مالک آفرینه می تواند از آنچه ملک او است بهرۀ مالی و اقتصادی ببرد و حقوق مادی زمینه بهره برداری مالی از اثر، نام و علامت تجاری را برای مخترع و طراح و حق بهره برداری انحصاری ناشی از تکثیر یا نمایش یا عرضه عمومی اثر را برای مؤلف فراهم می نماید. به موجب این حق، صاحب آفرینه می تواند از کلیۀ منافع مالی آن منتفع شده و در مقابل تصرف دیگران وجهی را مطالبه کند.
ب- حق معنوی (اخلاقی)
حق معنوی یا اخلاقی مزایای قانونی و غیرمادی هستند که به لحاظ ارتباط بین شخصیت مؤلف و مخترع و آفرینه وی، به موجب عرف و قانون برای پدیدآورنده ایجاد اعتبار می کنند و به موجب آن وی برای همیشه از یک دسته حقوق خاص برخوردار است.
حق معنوی برحسب موارد پدیده های فکری نمایندۀ شخصیت، اعتبار، جایگاه آفرینه و نشان خلاقیت، نوآوری، ابتکار، صداقت و امانت صاحب آفرینه است. این حق جدا از حق مادی پدیدآورنده است و حتی پس از انتقال حقوق مادی
آفرینه، برای پدیدآورنده حفظ خواهد شد.
این حق از دیرباز به رسمیت شناخته شده است و برای نخستین بار در قرن هجدهم، ایمانوئل کانت دانشمند و فیلسوف آلمانی به حق اخلاقی مؤلف اشاره کرد. به دنبال آن حقوقدانان این نظریه را تأیید کردند. در سال 1928 میلادی، برای نخستین بار کنفرانس بین المللی رم، حق مؤلف را بطور رسمی مورد شناسایی قرارداد و به دولت های عضو”اتحادیه برن” توصیه کرد که قوانین حق مؤلف را در این زمینه تکمیل نمایند و رفته رفته مجامع قانونگذاری و دولت ها قوانین حمایتی مناسبی برحسب شرایط زمان و مکان و نوع اثر منبع حق معنوی وضع کردند و متجاوزان به آن در بدو امر مورد مذمت اخلاقی قرار می گرفتند.
در چند بند پیاپی به اوصاف حقوق مادی و معنوی می پردازیم:

3-1-1-2- اوصاف حقوق پدیدآورنده
الف – اوصاف حقوق مادی
این اوصاف، در نقطه مقابل ویژگی های حقوق معنوی پدیدآورنده قراردارد. مالکیت معنوی اصل است و حقوق مادی فرع بر این حقوق است و از آن تراوش می کند. خصیصه های حقوق مادی پدیدآورنده می توان به شرح ذیل خلاصه کرد:
1 – قابل انتقال بودن
از نظر حقوقی، مال پدیدۀ حقوقی است که قابلیت تملک دارد، می توان رابطۀ حقوقی یعنی مالکیت بر آن مال را به دیگری، انتقال داد؛ مثل حق و امتیاز مادی یک اختراع، ویژگی این حقوق، قابلیت انتقال به غیر می باشد. مواد 5 و12و18 ق.ح.ح.م.م.ه، ماده 12 ق.ث.ع.ا، ماده 1 قانون ترجمه و تکثیر1352 مؤید قابل نقل و انتقال بودن حقوق مادی می باشد، که این انتقال ممکن است معوض یا مجانی باشد همچنین قابل انتقال از طریق ارث و وصیت باشد. بطور مثال: اجازه پخش موسیقی یک خواننده یا قاری قرآن از صدا و سیما یا اجازه ترجمه اثر یا استفاده از اثر تولید شده در کارهای علمی، ادبی و هنری.
2-محدودیت زمانی
سیاست حمایتی دولت ها در دنیای معاصر و فراهم ساختن زمینه انتقال سریع دانش و تکنولوژی و اطلاعات علمی و جلوگیری از پیدایش قطب های انحصاری دانش و اطلاعات فنی و حمایت اقشار وسیع نیازمند جامعه موجب شده است که محدودیت هایی اعمال شود. کشورها هم معمولاً به تناسب شرایط اقتصادی، علمی و تکنولوژی خویش محدودیت زمانی متفاوتی را پیش بینی می کنند.
بنابرابن باید گفت، حقوق مادی پدیدآورنده، موقت است. علت این امر این است که آفرینۀ صنعتی و ادبی و هنری برای استفاده عموم پدیدآمده است و آفرینه ای که باقی می ماند کم کم جزء دارایی فکری و معنوی جامعه می شود. بنابراین پس از مدتی که بهره برداری مادی از آفرینۀ منحصر به پدیدآورنده و بازماندگان او بوده و پس از اینکه آنان به قدر کافی از آن بهره مند شدند، باید حقوق فردی نسبت به آفرینه به نفع حقوق جامعه ساقط شود و همگان بتوانند از آن برخوردار گردند.
3 – محدودیت مکانی
معمولاً کشورهای در حال توسعه و نیازمند دانش فنی و علمی برای آثار فکری و علمی تولید شده در خارج مرزها حمایت های قانونی لازم را پیش بینی نکرده اند. در مقابل کشورهای صادرکننده در جستجوی تعمیم سیاست های حمایتی در بیرون از مرزها می باشند. در ایران نیز مواد 22ق.ح.ح.م.م.ه ، ماده 16 قانون حمایت از نرم افزارهای رایانه ای و مواد 3 و 4 ق.ث.ع.ا سال 1310 به ذکر این مورد پرداخته است.
ب –اوصاف حقوق معنوی
چهرۀ معنوی حقوق فکری که ویژۀ مبتکر است فاقد اوصاف چهرۀ مالی است. بدین ترتیب این چهرۀ حقوق فکری از لوازم شخصیت پدیدآورنده تلقی شده و هیچ گاه از او جدا نخواهد شد. این حق برای مخترع و مؤلف در ماده 4 کنوانسیون پاریس و ماده 6 کنوانسیون برن شناخته شده است. در ماده ی 4 ق.ح.ح.م.م.ه دو ویژگی آن بیان شده: «حقوق معنوی پدیدآورنده محدود به زمان ومکان نیست و غیرقابل انتقال است.»
بنابراین حقوق معنوی در هر دو حوزۀ صنعتی و ادبی و هنری دارای ویژگی های محدود زیر است :
1 – غیرقابل انتقال بودن
یعنی حمایت از شخصیت پدیدآورنده اقتضاء می کند حقوق معنوی او بعد از مرگ به وسیلۀ کسانی که قائم مقام او هستند، اعمال شود و از طرفی نباید حقوق مزبور با فوت پدیدآورنده از بین برود. حقوق معنوی قابلیت واگذاری ندارد و بطور الی الابد و دائم به پدیدآورنده تعلق دارد؛ مثل شاهنامه که برای همیشه به نام فردوسی خوانده شده و خواهد شد.
وابستگی میان حقوق معنوی و پدیدآورنده مانع از انتقال پذیری این حقوق می گردد به همین دلیل ماده 4 ق.ح.ح.م.م.ه مصوب 1348 مقرر می دارد: « حقوق معنوی پدیدآورنده محدود به زمان و مکان نیست و غیرقابل انتقال است.»
این حکم قانونگذار موافق با حکم عقل و منطق می باشد، زیرا اگر شخصی اقدام به خلق یک آفرینۀ ادبی یا صنعتی نماید و می تواند نام و مشخصات خود را مخفی نگاه دارد و مایل نباشد که نام وی برای عموم فاش گردد ولی هرگز نمی تواند این حق را به دیگری به صورت معوض یا بلاعوض، انتقال دهد؛ زیرا حقوق معنوی با شخصیت و اشتهار وی عجین شده است و بعد از فوت وی نیز ورثه می توانند در برابر تجاوز به این حق، از مخترع و مؤلف دفاع کنند و اگر مخترع وارثی نداشته باشد، در ایران وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، در اینگونه موارد، به قائم مقامی مخترع و مؤلف از حقوق معنوی وی دفاع خواهد کرد. (ماده 26 ق.ح.ح.م.م.ه)
2 – عدم محدودیت زمانی
حق معنوی دائمی است و با مرور زمان ساقط نمی شود؛ به عبارت دیگر حقوق معنوی برای همیشه حتی پس از مرگ صاحب آفرینه بنام او جریان داشته و معرف شخصیت پدیدآورنده می باشد. ماده 6 قانون فرانسه 1957 و همچنین عبارت ماده 4 ق.ح.ح.م.م.ه ایران که جامع می باشد، عدم شمول مرور زمان را در مورد این حقوق توصیف کرده است.
3 – عدم محدودیت مکانی
یعنی محل اقامت پدیدآورنده با محل انتشار و عرضه ی اثر و هر عامل مکانی دیگر در آن بی تأثیر است. بنابراین قانون ایران از لحاظ حقوق معنوی از همه ی آثار ادبی و هنری، اعم از اینکه برای نخستین بار در ایران منتشر شده باشد یا نه و اعم از اینکه اثر متعلق به ایرانی یا بیگانه باشد، حمایت می کند. همچنین پذیرفته نیست که نام مخترع یک اختراع که مربوط به یک منطقه می باشد قابل حذف و تغییر در مناطق دیگر جهان باشد. به تعبیر دیگر حقوق معنوی دارای حد و مرزی نمی باشد، لذا اگر آفرینه ای در خارج از کشور پدیدآمده باشد و در ایران به نام شخص دیگری ارائه گردد پدیدآورنده آن حق اقامه دعوی در دادگاه های ایران را خواهد داشت. به همین
دلیل ماده 4 ق.ح.ح.م.م.ه به صراحت بیان می دارد: «حقوق معنوی پدیدآورنده محدود به مکان نیست»
3-1-2- انواع حقوق مادی و معنوی در نظام صنعتی و ادبی هنری
3-1-2-1- حقوق مادی مؤلف
حق بهره برداری انحصاری ناشی از تکثیر یا نمایش یا عرضۀ عمومی اثر که در بردارندۀ منافع مالی است حق مادی خوانده می شود. علاوه بر حق نشر و تکثیر، حق اقتباس و تلخیص، تبدیل و ترجمه و جایزه برای آفریننده اثر، نیز از حقوق مادی حق مؤلف هستند. حقوق مادی پدیدآورندۀ اثر عبارت است از:
الف – حق نشر و تکثیر
این حق، یعنی اینکه فقط پدیدآورنده است که بعد از اتخاذ تصمیم به انتشار اثر، حق انتشار آن را دارد. زیرا انگیزۀ اصلی هر نویسنده و هنرمند، انتشار اثر او در جامعه است تا بازتاب فکر و اندیشۀ مردم را نسبت به آن، ببیند. پس، وقتی او تصمیم به انتشار اثر را اتخاذ می کند، می خواهد این انگیزه را عملی سازد. این پذیرفتنی است که تنها پدیدآورنده بتواند حق انتشار اثر را داشته باشد، اما او می تواند حق نشر و تکثیر اثر را به مؤسسه و سازمانی واگذار کند.
بنابراین به موجب بند5 مادۀ 5 و ماده 3 ق. ح. ح. م. م. ه و مادۀ 9 کنوانسیون برن، پدیدآورنده اثر به موجب این حق بطور انحصاری حق نشر و تکثیر اثر خود را دارد. البته انتشار به معنای دقیق کلمه همان عرضه و اجرا می باشد. نشر و تکثیر با توجه به انواع گوناگون آن متفاوت است و شامل ضبط مغناطیسی روی نوارهای کاست، صفحات موسیقی، نوارهای ویدئویی، چاپ و افست کتاب، گراور، عکاسی، کلیشه، قالب ریزی، انتقال بر روی C.D رایانه ای و میکروفیلم و… می شود.

دانلود پایان نامه
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

ب- حق ترجمه
براساس ماده 3 و بند 5 ماده 5 ق.ح.ح.م.م.ه و ماده 8 کنوانسیون برن حق ترجمه اثر، به خود خالق اثر داده شده است تا بتواند از این راه اثر خود را از قلمروی کشوری که در آن زندگی می کند و اثر را به زبان رسمی آن کشور یا یکی از زبان های محلی آن کشور نوشته است، به دورترین نقاط جهان بفرستد یعنی اینکه هیچ کس بدون اجازه پدیدآورنده، حق ترجمه اثر او را ندارد. همین طور پدیدآورندۀ اثر می تواند از حق پشیمان شدن و حق استرداد اثر استفاده کند و از انتشار اثر خود به صورت ترجمه جلوگیری کند.

ج- حق اجرا و عرضه
همانطور که در بند الف گفته شد حق اجرا و عرضه همان حق انتشار است ولی این حق را جداگانه در نظر گرفته اند. ماده3 ق.ح.ح.م.م.ه و ماده 11 کنوانسیون برن عرضه و اجرای آثار نمایشی و موسیقی به منظور بهره برداری مادی را متعلق به پدیدآورنده دانسته اند. این حق که شامل حق پخش اثر از طریق صدا و تصویر و حق ضبط اثر و تهیه فیلم نیز می شود. بنابراین نمایش و اجرای مستقیم اثر، پخش اثر از رادیو و تلویزیون و وسائل دیگر، همچنین ضبط تصویری یا صوتی اثر بر روی صفحه یا نوار یا هر وسیلۀ دیگری بدون موافقت پدیدآورنده مجاز نیست. پدیدآورنده اثر می تواند این حق را مانند دو حق قبلی، به دیگری واگذار کند. مثلاً شاعری شعری را سروده است و چون هرکس معمولاً یک هنر دارد و شاید شاعر صدای خوبی نداشته باشد و شعر خود را به دیگری واگذار کند و آن شخص شعر را به صورت دکلمه اجرا کند.
د – حق استفاده از پاداش و جایزه
این حق در مسابقات علمی و هنری و ادبی به اثر پدیدآورنده تعلق می گیرد و انتقال حقوق دیگر مستلزم این حق نمی باشد؛ مثلاً اگر مؤلف حق چاپ و نشر کتاب خود را به ناشری واگذار کند و یا به سفارش شخصی اثری را ایجاد کرده، ناشر و سفارش دهنده نمی تواند ادعایی بر این حق داشته باشد به عبارت دیگر انتقال حقوق دیگر مستلزم انتقال این حق نخواهد بود. حق دریافت پاداش و جایزۀ متعلق به اثر، در تبصرۀ ماده 13 ق.ح.ح.م.م.ه مورد تصریح قانونگذار قرار گرفته است. مثلاً اشخاص حقیقی یا حقوقی نیز، بطور پراکنده، و نه سازمان یافته، از این پدیدآورندگان آثار ادبی و هنری تقدیر به عمل می آورند و بانی


دیدگاهتان را بنویسید