مرحله بافرينگ به دليل سازگاری‌های متفاوت ايجاد شده در آن‌ها متفاوت باشد، اين امر محتمل به نظر می‌رسد که تغييرات لاکتات، بيکربنات و PH در مرحله بافرينگ بين اين دو گروه ورزشکار متفاوت باشد. لذا هدف از مطالعه حاضر، در وهله اول بررسي تغييرات لاکتات، بيکربنات و PH در مرحله بافرينگ بين ورزشکاران استقامتی و بيهوازي و تعيين سهم نسبي اجزاي بافرينگ در اين دو گروه ورزشكار است. تغییرات لاکتات خون در حین استراحت و یا فعالیت بدنی ماحصلی از فرایند تولید که عمدتاً به واسطه فعالیت دستگاه بی هوازی انجام می‌شود و فرایند پاک‌سازی آن است که با توان دستگاه هوازی در ارتباط است. نشان داده شده است که ورزشکارانی که ظرفیت هوازی بالاتری دارند در پاک‌سازی لاکتات عملکرد بهتری دارند. به عبارت دیگر می‌توان گفت که تغییرات لاکتات در خون تلفیقی از فعالیت سیستم بی هوازی (تولید) و هوازی (پاک‌سازی) است. لذا می‌توان این فرضیه را توسعه داد که با اندازه گیری تغییرات لاکتات در مرحله بافرینگ بتوان ظرفیت هوازی و بی هوازی ورزشکاران را پیش بینی نمود. لذا به منظور به آزمون گذاشتن این فرضیه، تغييرات لاکتات، بيکربنات، PH در مرحله بافرينگ در آزمودنيهای نخبه بيهوازي و هوازي در خلال يک آزمون فزاينده استاندارد مورد بررسي قرار گرفت. سپس ارتباط بين تغييرات لاکتات در مرحله بافرينگ با شاخصهاي VO2maxو اکسیژن مصرفی معادل با آستانه لاکتات جهت پيش بيني ظرفيت هوازي به وسيله تغييرات لاکتات مطالعه شد. جهت تعيين اينکه آيا تغييرات لاکتات دوره بافرينگ می‌تواند عملکرد بيهوازي را پيشبيني کند يا نه از ارتباط بين تغييرات لاکتات در مرحله بافرينگ و بيشينه لاکتات تحمل شده و کسر اکسيژن توسعه يافته استفاده گردید.
1-3. اهميت و ضرورت انجام تحقيق
اکثر تحقيقات انجام شده در زمينه پيشبيني عملکرد هوازي و بيهوازي معمولاً بر روي يک شاخص تمرکز کردهاند و نتايج آن‌ها بر اساس متغيري واحد ارائه شده است و تحقيقاتي که در آن‌ها از شاخصي ترکيبي در پيشبيني عملکرد هوازي و بيهوازي استفاده شده باشد، نادر است. از آنجایی که استنباط بر اساس يک متغير واحد ميتواند در رشتههاي ورزشي که تلفيقي از سیستم‌های هوازي و بيهوازي را نياز دارند تا حدودي گمراه کننده باشد، انجام اين گونه تحقيقات جهت استفاده از شاخصي ترکيبي در پيشبيني عملکرد هوازي و بيهوازي ضروري ميباشد. همچنين در مقايسه با آستانه لاکتات، پاسخ‌های فيزيولوژيک در خلال مرحله بافرينگ شاخص بهتر و دقیق‌تری براي تطابقهاي ايجاد شده به اسيدوز متابوليک ناشي از تجمع لاکتات است. بنابراین با توجه فقدان اطلاعات و مطالعات در زمینه پیشبینی ظرفیت هوازی و بیهوازی به وسیله شاخصی که هم سازگاریهای مرکزی (بیشتر در ورزشهای استقامتی اتفاق می‌افتد) و هم سازگاریهای محیطی (بیشتر در ورزش‌های بیهوازی اتفاق میافتد) را با هم ادغام کند(هر چند به صورت نسبی)، تحقیق حاضر سعی بر آن دارد تا با استفاده از تغییرات لاکتات در مرحله بافرینگ ایزوکاپنیا جهت پیشبینی ظرفیت هوازی و بیهوازی تا حدودی مشکل پیش رو را بر طرف نماید.

1-4. اهداف تحقیق
1-4-1. هدف کلی
پیش بینی عملکرد هوازی و بیهوازی ورزشکاران نخبه با استفاده از تغییرات لاکتات در مرحله بافرینگ ایزوکاپنیا
1-4-2. اهداف اختصاصی
1. مقایسه تغییرات لاکتات دوچرخه سواران نخبه استقامتی و سرعتی در مرحله بافرینگ ایزوکاپنیا
2. مقایسهظرفیت بافرینگ بی کربناتی دوچرخه سواراننخبه استقامتی و سرعتی در مرحله بافرینگ ایزوکاپنیا
3. مقایسهظرفیت بافرینگ غیر بیکربناتی دوچرخهسواراننخبهاستقامتیوسرعتی در مرحله بافرینگ ایزوکاپنیا
4. مقایسهمدت زمان مرحله بافرینگ ایزوکاپنیا در دوچرخه سواراننخبه استقامتی و سرعتی
5.تعیین ارتباط بینتغییرات لاکتات در مرحله بافرینگ ایزوکاپنیا وVO2max
6. تعیین ارتباط بین تغییرات لاکتات در مرحله بافرینگ ایزوکاپنیا و اکسیژن مصرفی معادل با آستانه لاکتات
7.تعیین ارتباط بینتغییرات لاکتات در مرحله بافرینگ ایزوکاپنیا و حداکثر لاکتات تحمل شده توسط آزمودنیها
8. تعیین ارتباط بین تغییرات لاکتات در مرحله بافرینگ ایزوکاپنیا و مقدار کسر اکسیژن توسعه یافته توسط آزمودنی‌ها

1-5. فرضیه‌های تحقیق
1. بین تغییرات لاکتاتدوچرخه سواراننخبه استقامتی و سرعتی در مرحله بافرینگ ایزوکاپنیا تفاوت معنی داری وجود دارد.
2. بین ظرفیت بافرینگ بی‌کربناتی دوچرخه سواران نخبه استقامتی و سرعتیدر مرحله بافرینگ ایزوکاپنیا تفاوت معنیداری وجود دارد.
3. بین ظرفیت بافرینگ غیر بی‌کربناتی دوچرخه سواراننخبه استقامتی و بیهوازی در مرحله بافرینگ ایزوکاپنیا تفاوت معنیداری وجود دارد.
4. بین مدت زمان مرحله بافرینگ ایزوکاپنیا در دوچرخه سواراننخبه استقامتی و سرعتی تفاوت معنی داری وجود دارد.
5. بین تغییرات لاکتات در مرحله بافرینگ ایزوکاپنیا وVO2max آزمودنیها رابطه معنیداری وجود دارد.
6. بینتغییرات لاکتات در مرحله بافرینگ ایزوکاپنیا و اکسیژن مصرفی معادل با آستانه لاکتات آزمودنیها رابطه معنیداری وجود دارد.
7. بینتغییرات لاکتات در مرحله بافرینگ ایزوکاپنیا و حداکثر لاکتات تحمل شده توسط آزمودنیها رابطه معنیداری وجود دارد.
8. بینتغییرات لاکتات در مرحله بافرینگ ایزوکاپنیا و مقدار کسر اکسیژن توسعه یافته توسط آزمودنی‌ها رابطه معنیداری وجود دارد.
1-6. محدود
یت‌های تحقیق
1-6-1.محدودیت‌هایی كه كنترل آن‌هادر اختیار محقق بوده است:
1. سطح آزمودنی‌ها که همگی نخبه بودند.
2. منع آزمودنی‌ها از خوردن، 4 ساعت قبل از انجام تست.
3. منع آزمودنی‌ها از تمرین، 48 ساعت قبل از انجام تست.
4. جنس و سن آزمودنی‌ها که همگی مرد و در دامنه سنی 20 تا 28 سال قرار داشتند.
5. انجام تست‌ها با دوچرخه ارگومتر به دلیل رعایت اصل ویژگی فردی.
1-6-2.محدودیت‌هایی كه كنترل آن‌ها در اختيار محقق نبوده است:
1. علیرغم تلاش محقق در جهت رفع و به حداقل رساندن مسائل روان‌شناختی مثل، علاقه، سطح انگیزه، شرایط روحی و روانی آزمودنی‌ها و همچنین استفاده از تشویق شفاهی در حین انجام آزمون، به دلیل تفاوت‌های فردی و عدم اطلاع دقیق محقق از میزان علاقه و سطح انگیزش آزمودنی‌ها برای شرکت در آزمون، این موضوع می‌توانسته بر روند تحقیق تأثیر بگذارد.
2. وعده‌های غذایی قبل از تمرین و نوع تغذیه آزمودنی‌ها
1-7. تعاریف نظری واژه‌های تحقیق
آستانه بی هوازی6:
آستانه بی هوازی به عنوان بیشترین درصدVO2max که در آن مسیر غالب انرژی دستگاه هوازی بوده و تجمع سریع در میزان لاکتات خون یا افزایش نسبت لاکتات به پیروات مشاهده نمی‌شود،تعریف می‌شود(24).
آستانه لاکتات7:
شدتی از فعالیت ورزشی که در آن لاکتات خون به دلیل غالب شدن مسیر بی هوازی در تأمین انرژی یکباره شروع به تجمع می‌کند. به عبارت دیگر بیانگر بالاترین سطح از شدت فعالیت است که می‌توان به صورت هوازی تأمین انرژی نمود و انجام فعالیت به مدت نامنتهائی بدون افزایش ناگهانی در غلظت لاکتات خون قابل تحمل است(14،24).

آستانه تنفسی8:
آستانه تنفسی به وسیله معادل تهویه‌ای اکسیژن مشخص می‌گردد، بدین صورت که نقطه‌ای که در آن این منحنی دچار افزایش ناگهانی می‌شود بدون اینکه افزایش در نمودار مربوط به معادل تهویه‌ای دی اکسید کربن اتفاق افتد، به عنوان آستانه تنفسی در نظر گرفته می‌شود(42).

آستانه تنفسی جبرانی9:
یا آستانه تنفسی ثانویه، نقطه است که در آن افزایش ناگهانی در معادل تهویه‌ای دی اکسید کربن (VE/VO2) اتفاق می‌افتد. این امر به دلیل فعال شدن گیرنده‌های یون هیدروژن در شریان کاروتید مشترک است که بر اثر افزایش غلظت H+ ناشی از تمرین، تحریک و پر تهویه‌ای را نا متناسب با دفع CO2 رقم می‌زنند(38).
مرحله بافرینگ ایزوکاپنیا10:
مرحله بافرينگ به عنوان مدت زمان بين وقوع آستانه لاکتات و آستانه تنفسي جبراني تعريف می‌شود(33).
ظرفیت بی کربناتی بدن:
مهم‌ترین دستگاه بافرینگ بدن است. نظام بافرینگ بی کربنات از اسید کربنیک و بی کربنات سدیم موجود در محلول تشکیل می‌شود. برای مثال، در فرایند بافرینگ اسید هیدروکلریک (یک اسید قوی) از طریق ترکیب شدن با بی کربنات سدیم، در این واکنش به یک اسید بسیار ضعیف‌تر تبدیل می‌شود. بی کربنات سدیم موجود در پلاسما یک عمل بافرینگ قوی روی اسید لاکتیک،ماده حاصل از سوخت و ساز بی هوازی،اعمال می‌کند. این عمل سبب تشکیل لاکتات سدیم و اسید کربنیک می‌شود و در نتیجه،تغییر در PH به حداقل می‌رسد. همچنین ظرفیت بافرینگ بی کربناتی را می‌توان از طریق [PH] Δ [HCO3] . Δ مشخص نمود.
ظرفیت غیر بی کربناتی بدن:
ظرفیت بافرینگ غیر بی کربناتی را می‌توان از طریق ماحصل تفريق ظرفيت بافرينگ بي کربنات از ظرفيت کل بافرينگ يعني[ Δ [LA] . Δ [PH] ] – [Δ [HCO3] . Δ [PH] ]که بيانگر ظرفيت بافرينگ غير بي کربنات يعني فسفات‌ها و پروتئین‌هامی‌باشد محاسبه کرد.
تامپون:
اصطلاح تامپونی به واکنش‌هایی اختصاص می‌یابد که تغییرات غلظت H+ را به حداقل می‌رسانند و مواد شیمیایی درگیر در پیشگیری از این تغییر را بافر یا تامپون می‌نامند(3).
لاکتات:
نمک اسید لاکتیک است که در جریان فعالیت‌های ورزشی با توجه به نوع تمرین در مقادیر مختلف در خون و عضله تجمع می‌یابد. زمانی که اسید لاکتیک یون هیدروژن آزاد می‌کند، ترکیب باقی‌مانده با سدیم و یا پتاسیم مثبت ترکیب می‌شود و لاکتات را تشکیل می‌دهد(3).
اسید لاکتیک:
اسیدی با فرمول شیمیایی C3H6O3است. این اسید محصول نهایی گلیکولیز بی هوازی است که در اثر عمل آنزیم لاکتات دهیدروژناز و با مصرف یک مولکول NADH از پیروات حاصل می‌شود. تولید اسید لاکتیک یک راه حل سازشی است که از طریق آن تداوم مسیر گلیکولیز تضمین می‌شود. بدین ترتیب که در تبدیل پیروات به لاکتات یک مول NADH مصرف می‌شود و یک مول NAD تولید می‌شود که NAD مورد نیاز برای انجام واکنش ششم گلیکولیز یعنی تبدیل گلیسر الدئید 3 – فسفات به 1 و3 بیس فسفو گلیسرات را فراهم می‌آورد. برای انجام این واکنش به NAD نیاز می‌باشد.(3)

آستانه هوازی11:
اولین نقطه‌ی شکست در منحنی لاکتات به بار کار که آغاز مرحله دوم در این نمودار است، آستانه هوازی می‌باشد که با افزایش تقریبی لاکتات خون به دو میلی مول در لیتر و همچنین افزایش اندک در معادل تهویه‌ای اکسیژن همراه است(3،50).
12MLSS :
به عنوان بالاترین فشار بار کار ثابت تعریف می‌شود که در آن ورود لاکتات به خون و خروج آن از خون به صورت متعادل صورت می‌گیرد و تغییر بیشتر از یک میلی مول در لیتر در میزان لاکتات خون مشاهده نمی‌شود(6).
نقطه شکست ضربان قلب13:
نقطه‌ای است که در آنارتباط بین ضربان قلب و بار کاری، طی یک تست فزاینده استاندارد از حالت مستقیم خارج می‌شود و به عنوان یک شاخص در برآورد غیر تهاجمی آستانه بی هوازی مورد استفاده قرار م
ی‌گیرد(18).
1-8. تعاریف عملیاتی واژه‌های تحقیق
آستانه لاکتات:
آستانه لاكتات در اين تحقيق به عنوان افزايش ناگهاني در نمودار غلظت لاكتات – بار كار تعريف و تعيين شد.
آستانه تنفسی جبرانی:
آستانه تنفسی جبرانی در این تحقیق،به عنوان افزايش ناگهاني در معادل تهویه‌ای CO2(VE/VCO2) در خلال یک آزمون فزاینده استاندارد تعریف و تعیین شد طور نفس به نفس جمعآوري شد. از ابتدا تا انتهاي تمرين، نمودار مربوط به ترسيم و آستانه تنفسي جبرانی به عنوان در اين نمودار تعريف و تعيين شد.
ظرفیت بافرینگ بی کربناتی:
در این تحقیق، ظرفیت بافرینگ بی کربناتی از طریق محاسبه فرمول [PH] Δ [HCO3] . Δ حاصل شد.
ظرفیت بافرینگ غیر بی کربناتی:
در این تحقیق ظرفیت بافرینگ غیر بی کربناتی از طریق تفريق ظرفيت بافرينگ بي کربنات از ظرفيت کل بافرينگ يعنيΔ[PH] ][Δ [LA] . Δ [PH] ] – [Δ [HCO3] . [که بيانگر ظرفيت بافرينگ غير بي کربنات يعني فسفات‌ها و پروتئین‌هامی‌باشد محاسبه شد.

فصل دوم:
مبانی نظری و پیشینه تحقیق

2-1. مقدمه
این فصل به دو بخش مبانی نظری و پیشینه تحقیق تقسیم میگردد. ا

دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید