دانلود پایان نامه

زندگی می کند. از دلخوشی های نزهت جهان این است که میان پنج دری بایستد و به باغ که همیشه زیر باران زیباتر از گذشته است خیره بماند. خدمتگزاران و دیگر زنانِ باغ، نزهت جهان را بسیار دوست می دارند و تحمّل اندوه و حسرت ریشه دوانیده در وجود او را نداشته و یکایک در تلاش اند تا مُونسی باشند برای نزهت جهان و هر کدام به نوبه خود سعی می کنند مَرهمی بر روی زخم او بگذارند تا اینکه نزهت جهان متوجه می شود فروغ حشام با زنی به نام صَنم رشتی در ارتباط است. او به این موضوع بی تفاوت است و این کار را جزء ذات مردان می داند تا جایی که متوجه می شود این وصلت به کودکی در بطن صنم رشتی ختم می شود. درد و اندوهُ غم او دو چندان می شود. خود را در تاریکی اتاق و باغ باران زده حبس می کند تا اینکه نَصار خانم یکی از زنان اندرونی که گویا از هم بازی های کودکی نزهت جهان است او را به کنار آمدن با این رخداد همراهی می کند. از نزهت جهان می خواهد که با آنچه اتفاق افتاده مدارا کند. او صَنم رشتی را به دست بوسی نزهت جهان می آورد. نزهت جهان حضور صنم رشتی را همراه فرزندش به باغ می پذیرد. نزهت جهان به صنم این اختیار را می دهد که خانم خانه باشد و مالک شوهرش اما صنم رشتی با دردی عمیق تر در مقابل نزهت جهان از بی مهری مردان می گوید. جلوتر متوجه می شویم که اگرچه فروغ حشام دست مِهری بر سر صنم رشتی کشیده ولی نه برای او بلکه برای خواسته ای که از او داشته. فروغ حشام در پی نشانی از خود است که بر دل روزگار به جا گذارد و حال این صنم رشتی است که این بار را به دوش کشیده و بی ادعا این بار را به زمین گذاشته و از ترس این که روزی باید آنچه بر او گذشته را برای کودک بازگو کند با تمام محبّتی که نیازمندش است در آغوش نزهت جهان جا می گذارد و می رود.
در خلال این روایت ما با روایت خانم جان(مادر نزهت جهان) هم روبرو هستیم که دوره های مختلفی از حضور آقا جان را در این باغ باز گو می کند. فضای آنچه که خانم جان بازگو می کند از ارتباط صمیمی او با همسرش حکایت دارد که با وجود این باز هم او در باغ با حسرت وتنهایی، نزهت جهان را بزرگ کرده است.
4-1-3-2 تحلیلی روایت شناسانه بر نمایشنامه (کبوتری ناگهان) با تکیه بر دیدگاه ژنت
در قسمت قبل و تحلیل نمایشنامه (گذر پرنده ای از کنار آفتاب) سعی شد تا به ریزِ جزئیات و تشریح زیرمجموعه های دستگاه نظری ژنت بپردازیم. حال در این بخش سعی بر آن است تا با جلوگیری از تکرار مکررات و تشریح توضیحات قبل، طبق گزارش نظریه ژنت به تحلیل نمایشنامه (کبوتری ناگهان) بپردازیم.
4-1-3-3 داستان
داستان ازدیدگاه ژنت همان توالی رویدادهای ثبت شده است؛ البته به ترتیبی که واقعاً اتفاق افتاده اند. نمایشنامه (کبوتری ناگهان) مشخصاً تصویرگر دورانی سیاه در دربار قاجار می باشد که در آن، زنان به عنوان موجوداتی ستم پذیر معرفی شده اند. چرمشیر با دانش در باب سیر تاریخی امر مواجهه حقوق زنان در برابر مردان، سعی نموده است تا در نمایشنامه (کبوتری ناگهان) با برجسته ساختن کاراکترهای زن – مخصوصاً نزهت جهان- این امر را بیشتر وابسته به شعور دراماتیک نماید و به نوعی از سیر داستانی آن به مفهوم توالی رویدادها به شکل واقعی سرباز زند. چرمشیر در این نمایشنامه به مدد بهره گیری از زبان کلاسیک و فاخرش، بیشتر متوجه ساخت فضا و اتمسفر ویژه برای نمایشنامه اش می باشد و دغدغه ای برای حفظ سیر توالی رخدادها به شکل واقعی و منظم خود ندارد.
4-1-3-4 نقل یا روایت
نقل یا روایت از دیدگاه ژنت همان گفتمان اساسیِ متن یا ترتیب رویدادها در متن می باشد. چرمشیر برای تشکیل ساختار قدرت متن خود تحت عنوان گفتمانِ متن با در محور قرار دادن کاراکتر نزهت جهان و چینش سیر توالی رویدادها بر مبنای ویژگی های درونی و وجودی زنانه، دست به خلق درامی زده که خصوصیات فمنیستی و زن خواهانه اش در سیر ساختمان سازی درام و ایجاد ساختار دوار آن مؤثر است. در ابتدای نمایشنامه و در توضیح صحنه آغازین اشاره شده است که خانم جان و نزهت جهان در باغ و زیر باران ایستاده اند. جالب است که آخرین سخن نزهت جهان نیز در باب باران است و مخاطب را به وضعیت آغازین باز می گرداند. جایی که نزهت جهان بعد از آمدن ملوچ خاتون می گوید:
« کاش می بارید، ملوچ جان. کاش آن قدر می بارید که همه چیز را گم می کرد زیر آن پرده ی شیریِ بخار و مه.»(چرمشیر،24:1390).
4-1-3-5 روایتگری
قبل تر توضیح داده شد که روایت گری از دیدگاه ژنت همان کنش روایت کردن با توجه بر ساختار دریافت مخاطب می باشد و در سه بخش (زمان دستوری)، (وجه یا حال و هوا) و (صدا) قابل بررسی می باشد. حال با تمرکز بر نمایشنامه (کبوتری ناگهان) به تشریح هر یک از موارد زیر می پردازیم.
4-1-3-6 زمان دستوری
زمان دستوری عبارت از آرایش رویدادها در روایت از نظر زمانی می باشد که از طریق تشریح چگونگی اجرای سه امر (ترتیب، مدت یا تداوم و بسامد) در نمایشنامه (کبوتری ناگهان) قابل بررسی می باشد.
الف- ترتیب
ترتیب رابطه بین توالی زمان رویدادها در داستان- توالی و ترتیب واقعی رویدادها- و توالی زمانی رویدادها در روایت- آرایش و توالی رویدادها آن گونه که روایت بدان شکل داده است- می باشد. چرمشیر در نمایشنامه(کبوتری ناگهان) توانسته با ادراک جامع الشرایطی از وجود زنانه و ترکیب آن با وضعیت های آغازین، دست به بازگشایی خاطراتی بزند تا به شکلی دقیق مفهوم مرد در برابر زن را با نگاهی جامعه شناختی و در بطن روایتی هوشمندانه بررسی نماید. استفاده از کاربر
د خاطره گویی در همان ابتدای نمایشنامه، نشانه ای از بی اعتنایی به سیر توالی واقعی رخدادها، حوادث و رویدادهای نمایشنامه می باشد. جایی که خانم جان می گوید:
« من پای همان رازقی ها نشسته بودم. آقا جانت ایستاده بود میان همین پنج دری. پنج دری پر بود از آن همه جبروت که آقا جانت داشت. آسمان قواره ی لاجورد بود. با لکه های بزرگ و کوچک ابر…»(چرمشیر،5:1390).
بازگشت به گذشته و توجه به خوانش از منظر ذهنیات خانم جان، نکته ای است که در مقوله ترتیب روایتِ کل نمایشنامه (کبوتری ناگهان) حائز اهمیت می باشد.
ب- مدت یا تداوم
مدت یا تداوم، رابطه بین مدت زمانی است که رویدادی معین در داستان، طی آن اتفاق می افتد و تعداد صفحاتی از متن روایت که به توصیف آن رویداد اختصاص داده می شود. در نمایشنامه (کبوتری ناگهان) بهره گیری از مُوتیف باران در دیالوگهای فی ما بین کاراکترها نقشِ مهمی دارد و تقریباً بخش آغازین و پایانی نمایشنامه را به خود اختصاص داده است. از منظر دیگر رویداد اصلی ماجرا، بررسی نقش مرد در خانواده و دراجتماع و چگونگی مواجهه او با زن می باشد. این رویداد به عنوان کششی بنیادین بر کلیّت نمایشنامه سایه افکنده و تقریبا 19 صفحه را به خود اختصاص داده است. اگرچه که در این نمایشنامه نیز دیالوگهایی وجود دارد که زمان کیهانی را جایگزین زمان مادی نموده و مفهومی جدید از مدت یا تداوم به ما معرفی می نماید. به عنوان مثال می توان به استناد کلامی نزهت جهان به اشعار شاتو بریان اشاره نمود. جایی که شعر کلیّت ماجرا را تحت سیطره امر فرازمانی و فرامکانی معرفی می نماید.
« نزهت جهان: چه تلخی امروز، ملوچ جان – بیا بنشین برایت کمی از این شعرهای «شاتوبریان» بخوانم تا صاف شود دلت با این باران و این بید مجنون ها»(چرمشیر،7:1390).
« نزهت جهان: کاش همین بود. کاش همین «شاتوبریان» پُر بود در قیل و قالِ این اندرونی ها. آن وقت ما زن ها، مردانی بر خشت می انداختیم بی این همه ننگ و عار – چرا می خندی، مهر آفاق جان؟»(چرمشیر،13:1390).
ج- بسامد
بسامد، رابطه بین راههای ممکن برای تکرار رویدادها در روایت است. عموماً در دستگاه نشانه شناسی خوانش روایت های زنانه، تکرار رویداد یا حادثه، جزئی لاینفک از پردازش متن می باشد. سخنان نزهت جهان در باب موقعیت زن در برابر مرد به عنوان یک رویداد پایه و سایه انداز بر کلیّت مضمون درام، در بخش های متفاوت نمایشنامه تکرار می شود. به عنوان مثال جایی نزهت جهان می گوید:
« تو زیاده توقع داری از این زندگی که مردها دارند با ما زن ها، مهرآفاق جان. مردها حکمت دارند برای ما زن ها. چرا خانه را بیرونی و اَندرونی کرده اند این مردها؟ برای حفظ ناموس ما زن ها؟ باید ساده باشی که باور کنی، مهر آفاق جان. ما زن ها می نشینیم در اَندرونی به هزار بند و ناچار تا مردها زندگی کنند به آسودگی در آنجا که نامش بیرونی است»(چرمشیر،12:1390).
و در جای دیگر به شکل چکیده سخنان پیشین خود تکرار می کند:
« مردها بی علتِ و سبب، لاف مردی دارند»(چرمشیر،13:1390).
در صفحه پایانی نمایشنامه نیز می توان به گفته های صَنم نیز اشاره کرد:
« شما از مردها چه می دانید، خانم جان؟ تا بوده، در این اندرونی، مردها یا پدر های تان بوده اند یا برادر هایتان. و بعد تر، یک مرد که شوهرتان بوده و تمام. این ها که همه ی مردها نیستند»(چرمشیر،23:1390).
این گفته صَنم باعث ایجاد تنشی در امر بسامد می شود که در کلیّت درام و با ظرافت اجرایی نویسنده پوشش داده می شود.
4-1-3-7 وجه یا حال و هوا
وجه یا حال و هوا از دو طریق (فاصله) و (کانون شدگی) خلق می شود.
الف- فاصله
فاصله بین داستان و روایتگری است و هنگامی پدید می آید که راوی داستان یکی از شخصیت های روایت باشد. نمایشنامه (کبوتری ناگهان) برخلاف نمایشنامه (گذر پرنده ای از کنار آفتاب) به دلیل پایبندی به مقتضیّات خاص زمانی خودش تقریباً در روایت خود و شکل آن، فاصله اندکی با زندگی اجتماعی داشته و این یکی از نقاط توجه بیشتر به این متن در فضاهای مختلف آکادمیک و غیر آکادمیک تئاتر کشور می باشد. اشاره به تفکیکِ فضای اندرونی و بیرونی در نمایشنامه و تشریح موقعیت اجتماعی زن و مرد تحت لوای آن، خود از مسائلی است که متن را وابسته به ساختمان های اجتماعی دوران خود معرفی کرده و همین پیوستگی نظری مخاطب با فحوای متن را طرح می ریزد.
ب- کانون شدگی
کانون شدگی با اندکی تفاوت از چشم انداز و معنای مصطلح آن، زاویه دیدی است که از منظر آن هر بخش معین از روایت دیده می شود. در این مرحله از روایت شناسی یا دیدگاهی انتقادی باید به سراغ تشخیص دقیق کانون روایت رفت. نکته ای که از مواجهه چند باره مخاطب با این نمایشنامه دستگیر او می گردد تکیه مضمون اصلی بر دیدگاه نزهت جهان است. با توجه به ویژگی های شخصیت پردازی نزهت جهان، می توان او را به چشمی دوربینی تشبیه کرد که کاراکترهای دیگر برای پی بردن به شرایط پیرامون باید چشمان خود را پشت آن بگذارند.
4-1-3-8 صدا یا لحن
صدا یا لحن، همان صدای راوی است. در نمایشنامه (کبوتری ناگهان) لحنِ چرمشیر طبق انتخاب کاراکترهایش که همگی از جنس مؤنث می باشند، ساحتی زنانه و آنیمایی به خود گرفته است. او در چیدمان کلمات، گزاره ها و جمله ها سعی نموده تا از ظرافت و لطافت زنانه فاصله نگرفته و انعکاسی هنرمندانه از آن را به مخاطب خود منتقل نماید. برای نمونه و جهتِ پی بردن به یکدستی متن از منظرِ زبانی، سعی دارم تا به نمونه جمله هایی از هر کاراکتر اشاره نما
یم.
« خانم جان: جنازه ی آقاجانت را که آوردند، من نشسته بودم پای همین رازقی ها. می خواستم گریه کنم و اشکی در چشم هایم نبود.
ملوچ خاتون: باران برای شما خوب است، نزهت جهان جان، که می ایستی میان این پنج دری، تاق و جُفت می کنی درخت های این باغ را، با آن چشم های خُمار.
نزهت جهان: من که دلم می رود این وقت های بارانی، ملوچ جان. غوغا می کند باران با این بیدهای مجنون.
مهر آفاق: هر شب قدری لفظِ(قربانت بروم) با قدری هیزی و دست مالی، همراه هزار خروار اَشرفی می رود به لوله هِنگِ این صنم رشتی.
نَصار خانم: خواب نحسی است این خواب روزهای بارانی. چه خوب که من با خودم اوردم این چند تکه اَلنگ و دولنگِ بَزَک را.
صنم: هر چند خود شما زنید، می دانید چه می کند با آدمی دستی که گرم می نشیند بر دست های ما.»(چرمشیر:1390).
در تمام گفته های فوق که بعضاً پوشش دهنده نقل قول های مرسوم در فضاهای

دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید