دانلود پایان نامه

نقطه دید درونی متغیر و چندگانه به کاررفته باشد، تعیین اینکه کدام نسخه از رویدادهای روایت شده به حقیقت نزدیک تر است بر عهده ما خواهد بود.
3-4-2- گفتمان غیرمستقیم آزاد88
گفتمان غیر مستقیم آزاد شاخه ای از اقسام گفتار است. در این جا برای روشن تر شدن موضوع ابتدا به گفتار مستقیم و غیر مستقیم می پردازیم و جایگاه آن ها را در متن بررسی می کنیم. گفتار مستقیم، نقل وفادارانه متن است. در صورتیکه گفتار غیر مستقیم، کلمات از آن گوینده متن نیست و خواننده از طریق کلام راوی و علامات اشارتگر به سخن گوینده پی می برد. همچنین مایکل جی .تولان در کتاب خود تفاوت های این دو نوع گفتار را این چنین متمایز می کند«در گفتار مستقیم از افعال زمان حال استفاده شده و در گفتار غیر مستقیم از افعال زمان گذشته، کلمات اشارتگر زمان و مکان حال چون(اینجا، امروز) جای خود را به کلمات اشارتگر(آنجا، همان روز) می دهد. ضمایر اول و دوم شخص در گفتار مستقیم به ضمایر سوم شخص در گفتار غیر مستقیم تبدیل می شود. گیومه های رایج در گفتار مستقیم حذف شده و رابطه ای متفاوت در جمله برقرار می شود. در گفتار مستقیم شخصیت ها به جای خود صحبت می کنند و در گفتار غیر مستقیم راوی وصف حال او را گزارش می کند»(تولان،1390: 73).
گفتمان غیر مستقیم آزاد ترکیبی از بیان غیر مستقیم راوی با بیان مستقیم شخصیت است، که خود به دو زیر شاخه تقسیم می شود: گفتار غیر مستقیم آزاد89 و اندیشه غیر مستقیم آزاد90. این دو شاخه در هم تنیده شده اند و تشخیص آن در متن به سهولت امکان پذیر نیست. گفتمان مستقیم آزاد به شکلی منحصر به فرد هم صدای راوی را بازتاب می دهد و هم صدای گوینده را. «در گفتمان غیر مستقیم آزاد به نظر می آید که در واقع شخصیت صحبت می کند، اما گفتار او در بطن گفتار راوی درونه ای شده است»(تولان،1383 :110). این موضوع همان مبحث «چه کسی صحبت می کند؟» مورد نظر ژنت را پیش می کشد. در گفتمان غیر مستقیم آزاد به حالتی مبهم این صدا ترکیب می شود، نه صدای راوی را به وضوح می شنویم همان گونه که در گفتار غیر مستقیم به یقین می توان آن را به راوی نسبت داد. و نه صدای شخصیت را می شنویم به همان نحو که در گفتار مستقیم با آن مواجه هستیم. صدایی که حضور دارد در مرزی از عدم اطمینان و یقین در نوسان است. «چه کسی این را می گوید/به این فکر می کند» در گفتمان مستقیم آزاد هیچ نشانه ای از خود به جای نمی گذارد.
3-4-2-1- محاکات91 و خودگویی92
در روایت تمایزی که میان «گفتن/ نقل» و «نشان دادن/ نمایش» مطرح می شود مبحثی چون خود گویی و محاکات را پیش می کشد. «سقراط در کتاب سوم جمهوری افلاطون میان دو شیوه گفتار یعنی خود گویی و محاکات تمایز قائل می شود. ویژگی اصلی خود گویی این است که شاعر خود سخنگوست چندان که حتی نمی کوشد به ما بگوید کسی جز او سخن می گوید. اما در محاکات، شاعر می کوشد توهّم این که کسی دیگر سخن می گوید را نمایش دهد»(کنان،1387: 145). در خود گویی بیش تر بر ارائه غیر مستقیم و مبتنی بر فاصله ادراکی گوینده تاکید می شود. و در محاکات تاکید بر بازنمایی مستقیم شخصیت است. براساس نظر ژنت، خود گویی در حوزه عمل روایت قرار می گیرد و از کنش روایت جدا و با توالی صرف رخدادها سروکاردارد. که در این مورد نقش راوی برجسته تر می شود. خود گویی، نشان دهنده آن چیزی است که، در جایی دیگر رخ داده و راوی آن را دارای ارزش می داند و با اظهار نظر درباره آنچه رخ داده آن را باز گو می کند. ارسطو در فن شعر، محاکات را در مفهومی گسترده تر از بازنمایی گفتار، «تقلید از کنش» می داند. در روایت کارکرد «تقلید از کنش» با آن چه که ارسطو در نظر دارد متفاوت است، به زعم ژنت در روایت کنش تقلید نمی شود بلکه انتقال داده می شود، زبان بدون تقلید معنا را انتقال می دهد.
این «محاکات کنشی» که مورد نظر ژنت است از طریق آوا نوشت کلامی رخدادهای غیرکلامی حاصل می شود. زمانی که در متن حالات روحی شخصیت از طریق راوی توصیف می شود، و کاری می کند که احساس او را خواننده دریافت کند. بدین ترتیب توهم تقلید رخدادها با ارائه حداکثر اطلاعات و حداقل نقش اطلاع دهنده به دست می آید.
در گفتمان غیر مستقیم آزاد با کاربرد خلاقانه زبان در ارتباط هستیم که هیچ نشانه دستوری زبان را با خود همراه ندارد که از آن طریق، گفتمان غیر مستقیم آزاد را از روایت محض جدا کند. «به قول مک هیل این نشانه ها باید خصیصه محاکاتی داشته باشد، همانند نشانه های صوری(گفتار شخصیت، اصطلاحات مورد استفاده شخصیت) ویا نشانه های معنایی(محتوای پاره گفته، اندیشه ها یا معنا های مورد نظر شخصیت در تضاد با فضا های مورد نظر راوی). این مواد معنایی است که به «صدا» یا حضور کسی دیگر جز راوی اجازه عرض اندام داده و به ایجاد نحو غیر مستقیم آزاد منتهی می شود»(تولان،1383 :112). بنابر این در گفتمان غیر مستقیم آزاد ما با بیانی بدون لحن در ارتباط هستیم که استادانه مفاهیم خودگویی و محاکاتی را در خود حل کرده و به طور انعطاف پذیری بین راوی و شخصیت و حال و گذشته در نوسان است. و با استفاده خلاقانه از زبان، خواننده را با یک «صدا» مواجه می کند، که هم از آن راوی و هم متعلق به شخصیت است همچنین با حفظ حالات احساسی موجود در فضای حاکم در متن حضور دارد.
حال با شناخت دیدگاه نظری آراء ژنت در فصل بعدی به سراغ خوانش نمایشنامه های (گذر پرنده ای از کنار آفتاب)و (کبوتری ناگهان) اثر محمد چرمشیر و (خانمچه و مهتابی) اثر اکبر رادی از دیدگاه ژرار ژنت پرداخته می شود.

فصل چهارم
تحلیل نمونه‌های موردی پژوهش

بخش اول: محمد چرمشیر
4-1-1 زندگی و آثار
محمد چرمشیر نمایشنامه نویس، دراماتورژ و مدرس دانشگاه، در سال 1339 در تهران به دنیا آمد و پس از گذراندن دوران متوسطه در سال 1358 وارد دانشکده هنرهای دراماتیک تهران شد و در رشته ادبیات نمایشی مشغول به تحصیل شد. ورود او به دانشگاه همزمان شد با تعطیلی دانشگاه ها در جریان انقلاب اسلامی و تغییر سیاست گذاری های دانشگاهی و انقلاب فرهنگی در ایران، بنابراین او در سال 1366 از دانشگاه فارغ التحصیل شد. (خداحافظ) نخستین نمایشنامه چرمشیر بود که او را به جامعه تئاتر معرفی کرد. این نمایش در سال 1364 در دانشگاه اجرا شد و سپس آذر 66 توسط حسین جعفری در تالار قشقایی به صحنه رفت اما به طور اخص اجرای نمایشنامه (مسیح هرگز نخواهد گریست) توسط جمشید اسماعیل‌خانی در تالار چهار‌سو بود که توجه خاصی به نوشته‌های او جلب کرد.
وی هرچند خیلی سریع توانست جایگاه ویژه‌ای در تئاتر ایران پیدا کند اما تاکنون آثارش را کارگردانی نکرده و بیشتر به عنوان نمایشنامه نویس و دراماتورژ فعالیت داشته است. از او باید به عنوان پرکار‌ترین نمایشنامه‌نویس ایرانی هم  یاد کرد که تاکنون در زمینه‌های مختلف نمایشنامه نویسی، فیلمنامه‌نویسی، نمایشنامه‌نویسی برای کودکان و نیز در زمینه اقتباس و بازخوانی نمایشنامه‌ها‌ی خارجی، شاهکارهای ادبیات و رمان‌های جهان برای اجرا در صحنه تجربه‌های بسیار کرده است. همچنین او تجربه کار گروهی را نخستین بار با عضویت  درگروه تئاتر بازی به سرپرستی آتیلا پسیانی آغاز کرد. از دیگر کارگردانانی که با آنها همکاری داشته می توان به علی رفیعی، قاسم زارع، سیروس کهوری نژاد، فرهاد مهندس پور، محمد عاقبتی، گروه تئاتر لیو و … اشاره کرد.
نمایشنامه های چرمشیر به زبان انگلیسی، آلمانی و فرانسوی ترجمه و در کشور های ایران، آلمان، انگلستان، فرانسه، ایتالیا، امریکا، هند و بنگلادش اجرا شده اند. نمایشنامه های (در مصر برف نمی بارد)،(پروانه و یوغ)، (می بوسمت و اشک)، (کبوتری ناگهان)، (روایت عاشقانه ای از مرگ در ماه اردیبهشت)، (روزگار نازنین طلعت مهربان)، (بحر الغرایب)، (روز رستاخیز)، (دیر راهبان) و (کالیگولا شاعر خشونت)، (شیش و بش)، عروسکیِ (پدر عزیزم)، (با سکوت در خوابی کوتاه)، (ساز سحرآمیز) و (شاهزاده اندوه) از جمله نمایشنامه های معروف این نویسنده به شمار می روند. محمد چرمشیر همچنین در زمینه اقتباس و بازخوانی نمایشنامه های خارجی و شاهکارهای ادبیات و رمان های جهان برای اجرا در صحنه نیز نویسنده ای پیشگام بوده و بسیاری از تئاترهای قابل توجه ایران با بازخوانی و اقتباس او به صحنه رفته است. مانند: نمایشنامه های (پژهان های مردی که خانه اش ویران بود) اقتباس از گوئرنیکا نوشته آرابال، (مضحكه‌نامه دن‌كيشوت لامانچایی) اثری اقتباس شده از (دن‌كيشوت نوشته سروانتس)، (می‌بوسمت و اشك) اثری اقتباس شده از نامه‌های (واتسلاو هاول به همسرش الگا)، (آسمان روزهای برفی) با بازخوانی فیلمنامه (بانی و کلاید)، (راهبان) اثری اقتباس شده از رمان (دیر راهبان) اثر دو کاسترو و…
در نهایت می توان گفت محمد چرمشیر تقریبا در نگارش آثار خود توانسته است همه نوع فرم نمایشی را تجربه کند و‌ شاید با اندکی مسامحه بتوان او را تجربه گراترین نمایشنامه نویس ایرانی دانست.
4-1-2 نمایشنامه: «گذر پرنده ای از کنار آفتاب»
4-1-2-1 خلاصه اثر
نمایشنامه «گذر پرنده‌ای از کنار آفتاب» به وقایع شهریور 1320 باز می‌گردد، زمانی که رضا خان از ایران رفته است و مهاجمان روسیه به ایران می‌آیند. شخصیت‌‌های اصلی نمایش دو خواهر به نامهای آنیوشکا و مامیوشکا با اصالت لهستانی می باشند. در طول نمایشنامه شخصیت های دیگری از جمله آقای فکرت، دکتر نجابت و سربازرس هدایت نیز به خانه این دو خواهر در حال آمد و شد هستند. آقای فکرت مردی نان به نرخ روز خور و طالب مصاحبت با اهل خانه است. در مواجهه با آقای فکرت، مامیوشکا سرزنده تر و سرحال تر از آنیوشکا عمل نموده و طیب خاطر آقای فکرت را فراهم می کند ولی در این میان مشقّت هایی نیز ایجاد می گردد. دکتر نجابت، برای مداوای درد به خانه دو خواهر رفت و آمد می کند. او نیزگویا دردی پنهان در خود دارد که تقریبا با درد آنیوشکا عجین است. سر بازرس هدایت آدمی تلخ و بد قلق بدنبال معمایی می گردد که سِرّش به دست آنیوشکاست. او اعتراف می کند که از بلندی وحشت داشته و طالب بودن در پستی است. مامیوشکا که سرخوشانه به جماعت مردها برای گذران ملال زندگی معتقد است دائما تغییر موضع داده و از احساسِ مالکیت مردان که خود زنان این اختیار را به آنها می دهند آزرده و شاکی است. در طول داستان مادر این دو خواهر ناپیداست. در پایان نمایشنامه درد پنهان دکتر نجابت آشکار می شود.
4-1-2-2تحلیلی روایت شناسانه بر نمایشنامه «گذر پرنده ای از کنار آفتاب» با تکیه بر دیدگاه ژنت
عموماً و قبل از هر چیز لازم است بدانیم طبق آن چیز که در فصول قبل مورد توجه این پژوهش قرار گرفت همواره چیزی که به ما در ادراک و احساس یک اثر هنری -به طور اخص نمایشنامه- کمک می کند این است که بدانیم شیوه های تولید معنا در آن متن به چه صورت تبیین و تکوین گردیده اند. ژرارژنت – روایت شناس برجسته- دستگاه متفکرانه خود را بر پایه سه مفهوم داستان، روایت یا نقل و روایتگری بنا می کند. او تحت عنوان دانش روایت شناسی93 نظام ها و ال
گوهای حاکم بر شیوه داستانگویی و نقل را به طور ویژه بررسی می نماید. دستگاه نظری او به دلیل پرداخت دقیق به جزئیات و توضیحی مناسب در باب ارائه سلسله مراتب در عناصر و عوامل روایت، مناسب بررسی آثار ادبی می باشد که در حوزه ادبیات نمایشی مورد بحث و بررسی قرار می گیرند. ژرار ژنت در توضیح چیستی موضوع مورد مطالعه خود به مجموعه مباحثی ویژه گرایش دارد که در مضمونِ نمایشنامه (گذر پرنده ای از کنار آفتاب) به طور برجسته ای منعکس می گردد. «گرایش های انتقادی ژنت مفاهیمی همچون(واسازی)94، (فمنیسم)95 و (روان کاوی)96 را منعکس می کند»(مک کاریک،153:1385).
چکیده اصلی کار پژوهشی ژرار ژنت را می توان در قیاس و مقایسه ای صحیح و دقیق میان ساختار روایت و نحو جمله طبقه بندی نمود. حال برای جلوگیری از طولانی شدن بحث لازم است تا با تمرکز بر نمایشنامه (گذر پرنده ای از کنار آفتاب) اثر محمد چرمشیر سه سطح روایت از دیدگاه ژنت را با تکیه بر عناصر و


0 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید